تبليغاتX
زیر خرقه صوفی چه خبر است؟ - توضیحی کوتاه درباره عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین از منظر صوفیه ( قسمت دوم )

توضیحی کوتاه درباره عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین ازمنظر صوفیه(قسمت دوم)

به نام خدا

اما درباره مقاله کوتاهی که گنابادیان درباره « عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) از منظر صوفیه » به نمایش گذاشته اند:

موضوع اول: مثل همیشه که سعی داشته اند درکمال بی اعتقادی به مفاخر شیعه،خویش را در کنار آن ذوات مقدسه مطرح کنند،منظور خویش را با اظهار نظری از علامه شهید مرتضی مطهری شروع کرده اند که: « ایشان درکتاب ده گفتار،اصولا سنت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارات مشایخ بزرگ صوفیه و عرفاء می دانند. »

نخست به آنچه علامه شهید مطهری اظهار داشته اند اشاره می کنیم:

ایشان درسخنرانی که پیرامون رسم « خطابه و منبر » درانجمن اسلامی مهندسین ایراد داشته اند به طور کوتاه و گذرا درباره واعظ و اندرزگویی اشاره نموده اند: « علی الظاهر اولین بار به وسیله متصوفه ابتکار شده و کار خوبی بوده » سپس اضافه می کنند: « لهذا ما از قرنها پیش کتابهائی داریم به عنوان مجالس موعظه که از متصوفه باقی مانده؛مثل مجالسی که از سعدی در دست است و مجالس مولانا و غیر آنها » (1) به طوری که ملاحظه می کنید علامه شهید مطهری در این کلمات نه فقط عزاداری امام حسین (ع) را به صوفیه نسبت نمی دهد بلکه با توضیح پیرامون سبک مجالس وعظ صوفیه آن را مشخص می کنند. می نویسند: « چون مجالس وعظ ابتدا از متصوفه تقلید شده و بناء متصوفه بر ردع و منع و زجرِ نفس و تهذیب و تزکیه نفس است و با وعظ سازگارتر است خطبای ما هم با اینکه صوفی نیستند،بیشتر به کلام خودشان جنبه زهد و ترک و مبارزه با هوی و هوس می دهند. » (2) واینکه برخلاف ادعای فرقه داران گنابادی،مساله اقامه عزای حسینی را به شیعه مخصوص دانسته،فرموده اند: « شیعه مخصوصا در مجالس رثاء و عزاداری سید الشهدا این کار را [که منظور وعظ است] شایع کردند و چه خوب کردند. » (3)

دقت کنید بین ادعای دست اندرکاران فرقه گنابادی - که پیوسته دین و نبوت و امامت و مفاخر شیعه را خرج مقاصد خود می کنند - و آنچه علامه شهید مطهری فرموده،چقدر تفاوت وجود دارد. چون روش تحقیق،تکمیل آراء و نظریاتی است که ارائه داده می شود،ما اظهارات علامه شهید مطهری را به این توضیح تکمیل می کنیم که رسم مجالس وعظ از عصر شیخ صدوق و شیخ مفید در تشیع مرسوم بوده است و به صوفیه مخصوص نمی شود که اتباع فرقه گنابادی بخواهند برای خود شرف سازی کنند.

موضوع دوم: قبل از پرداختن به مهمی که در رابطه با عزاداری حسینی از منظر صوفیه به نمایش گذاشته شده است،اشاره به مهمی که می تواند در تفهیم توضیح ما نسبت به موضوع مورد نظر موثر باشد ضروری است. روساء فرقه گنابادی مانند مبلغان فرقه ضاله بهائیت که بزرگان و مفاخر شیعه را بهائی معرفی می کنند (4)  سعی داشته و دارند بزرگانی را که دارای مشرب سلوکی خاصِ به خود بوده،را صوفی آنهم نعمه اللهی معرفی کنند. و این اواخر پا را فراتر گذاشته،شخصیتهائی که به موضوعی در ارتباط با تصوف اشاره کرده اند آنها را از جمله مشرفین گنابادی دانسته اند؛درصورتی که مفاخر تشیع،مبانی تصوفِ علمی را که در اسلام مطرح شده است رد یا با توضیح و شرحی قبول کرده اند. و این سبک را با تمامی ادیان داشته،حتی به کلمات پیامبران و بزرگانی نظیر لقمان،افلاطون،ارسطو و ..... استناد نموده اند که دلیل نیست پیرو آن دین،مکتب یا مسلک باشند. سخن این است اگر اتباع فرقه گنابادی مدرکی دارند که فلان شخصیت برجسته شیعی،تصوف فرقه ای را با بدعتهایش تائید کرده،با قید مدرک ارائه دهند؛که اگر بر فرض محال چنین مهمی دردست باشد،باید طبق آنچه پیامبر اکرم،امام صادق و حضرت امام کاظم –علیهم السلام- مقرر نموده اند و امروز در حدیث شناسی اصل است،عمل کرد. فرموده اند: « کلام ما را به قرآن عرضه کنید اگر به تایید قرآن نرسید از ما نیست،آن را به نام ما جعل کرده اند. » که این دستور در ارتباط با امامت،بیان کننده حقایق بسیار مهمی است. « این زمان بگذار تا وقت دیگر »

پس اگر عالمی تصوف فرقه ای را با توجه به بدعت ها و افرادی نظیر حسن بصری مخالف سرسخت چهار امام شیعه،رفیقِ درست پیمان حجاج ثقفی،یا داود طائی ناصبی و جنید بغدادی فقیه مذهب سفیان ثوری و احمد غزالی و ..... تائید کرد،درهر مقام و منزلتی باشد،رای او را به قرآن و عترت - دو رُکنِ حدیث شریف ثقلین - ارائه می دهیم،اگر با قرآن و سیره علمی عملی عترت مغایرت نداشت می پذیریم؛والا دلیلی بر تبعیت از رای او را نداریم. ولو اگر بر فرض محال شیخ کلینی و شیخ صدوق یا شیخ اعظم انصاری یا دیگرانی مانند دو آیت عظمای الهی سید ابوالحسن اصفهانی و حاج آقا حسین بروجردی –قدس الله ارواحهم- باشند. که این عین وظیفه شیعه بودن است.

واما شگردی که گنابادیه با طرح عزاداری حسینی از منظر صوفیه اِعمال کرده اند:

درسطور اولیه  آنچه به نمایش گذاشته اند،می نویسند: « سنت عزاداری امام حسین (ع) از سنتی است که بزرگان تصوف وعرفان به آن توجه خاصی داشته اند؛چنانکه مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری[ گویا شهادت حضرت ایشان را قبول ندارند که از واژه مرحوم استفاده کرده اند ] درکتاب ده گفتار اصولا سنت وعظ  درعالم اسلام را از ابتکارات مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند در دوران اخیر نیز در سلسله نعمت اللهی گنابادی این سنت حسنه حفظ و ترویج گردیده است. » دقت به نحوه طرح موضوع،شما را متوجه تردستی صوفیانه این گروه می کند؛زیرا بین کلام علامه شهیدمرتضی مطهری،و مطلب نوشته شده در سایت،نشانه ای که جدا کننده ی کلام شهید مطهری از ادامه مطلب باشد وجود ندارد؛تا بدین حربه در ذهن خواننده القا کنند که « در دوران اخیر نیز در سلسله نعمه اللهی گنابادی این سنت حسنه حفظ .... » از علامه شهید مطهری می باشد.

                                                                            ادامه دارد

………..

1). ده گفتار / چاپ انتشارات صدرا: 205

2). همان ماخذ

3). همان ماخذ

4). به کتابهای: صبحی،نیکو،بانوقدس ایران،آیتی و صالح مراغه ای مراجعه شود.

 

                        ** دانلود کل مقاله به صورت فایل pdf  **

+ نوشته شده توسط نیما سینا در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت 14:1 |