X
تبلیغات
زیر خرقه صوفی چه خبر است؟

مطلع شدیم

جانشینی عصاریان داروفروش مسلم شده است. و اینکه اجازه را

محضری نوشته اند،این خود دلالت بر نارضایتی صاحبان نام و نشانِ فرقه،

از به ریاست رسیدن عصاریان دارد!

ضمنا طبق اطلاعات رسیده،باقری نیز جهت شرکت در مراسم تدفین،به انگلستان عزیمت نموده است.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 و ساعت 2:15 |

به قرار اطلاع،جسد رئیس فراری فرقه ذهبی،به رسم امانت در منزل شخصی واقع در « سامانتا سیتی » از شهرهای استان دِربی « Derby » انگلستان،به رسم امانت دفن می شود.

صبح روز جمعه از ساعت 9 الی 11 در خانقاهای ذهبی مجلس ختم برگزار می شود.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389 و ساعت 11:45 |

قابل توجه

ساعت 8.5 بعدازظهر امروز دوشنبه  مطلع شدیم،بدون اینکه علتی بیان کرده باشند،جسد دکتر مزبور روز پنجشنبه 29 مهرماه  در خانقاه لندن به خاک سپرده می شود.

 

                                                              منتظر اخبار بعدی باشید.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 و ساعت 21:6 |

مراسم دفن

 

با اینکه سعی شده است،اتباع فرقه ذهبیه اغتشاشیه اطلاعی از جزئیات مساله مربوط به مُردن رئیس فراری خود نداشته باشند،لکن از دوشیزه م ....... ساکن لندن که فعلا سفری تفریحی به ایران دارد،شنیده شده است که قرار می باشد  روز سه شنبه 27 مهرماه 1389 جسد نامبرده را به خاک بسپارند.

                                                                  منتظر اخبار بعدی باشید.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 و ساعت 17:45 |

آنچه امروز

در مرکز تجمع فرقه ذهبیه اغتشاشیه گذشت

طبق اطلاع قبلی امروز یکشنبه 25 مهرماه 1389،اتباع فرقه به عنوان عزاداری در خانقاه تهران که نسبت به جاهای دیگر از اهمیت ویژه ای برخوردار است،شرکت کردند. مسئول خانقاه پارچه سیاهی به رسم عزا در اطاق محل تجمع پهن نموده،عکسی از دکتر گنجویان در آن گذاشته تا یاد و خاطره رئیس فراری را در اتباع فرقه زنده کند.

شرکت کنندگان در حالی که با خرما و حلوا پذیرایی می شدند،نوحه خوان ها،ذکر مصائب مرسوم در عزاداری ائمه طاهرین –علیهم السلام- را در حالی که نام گنجویان رئیس فراماسون لُژ پهلوی را به جای حضرات معصومین می گذاشتند،مجلس یادبود او را گرم می کردند.

مراسم بدون اینکه نامی از کسی یا جانشینی برده شود،تمام شد و اعلام کردند اتباع فرقه روز چهارشنبه،پنجشنبه و جمعه جهت شنیدن دستورات جدید شرکت کنند. سپس حاضرین با باقالی پلو و ماست و سبزی پذیرایی شدند.

 

** شنیدنی های حاشیه ای **

1- آقای باقری برای شرکت در مراسم دفن به لندن نرفته است،برخلاف همیشه که با سخنرانی و جواب پاسخ ها مجلس داری می کرد،ساکت گوشه ای آرام گرفته بود.

2- بعضا قدیمی ترها می گفتند: عصاریان بی سواد داروفروش را کسی نمی شناسد جز دزفولی ها؛می بایست آقای باقری که شایستگی این منصب را داراست،انتخاب می شد.

3- این انتخاب،نشانِ زد و بندهای پشت پرده است.

4- شایع بود،لطیفه خانم نامی که از جمله همسران گنجویان بوده،برای شرکت در مراسم دفن به لندن رفته است.

اطلاعی که از شیراز و مشهد و دزفول داریم،چیز تازه ای گفته نشده است،فقط درویشان دزفول خوشحال بوده اند که ریاست فرقه به شهر آنان منتقل شده است.      

                   

                      منتظر اخبار بعدی باشید.                                                          

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 و ساعت 23:50 |

احتمال

اعلام جشن جانشینی

در

جلسه هفتگی یکشنبه ها

 

هرچند مسئولان چند خانقاه سعی دارند وانمود کنند مراسم ختم یا جشنی برگزار نمی شود و دروبشان فقط تلاوت قرآن خواهند کرد،لکن مطلع شده ایم احتمال دارد امروز یکشنبه بعد از ظهر- که طبق معمول درویشان مجلس دارند- اول مراسم ختم برگزار گردد،سپس تبدیل به جشن جانشینی شود.

امّا درباره اینکه جغد جانشینی بر شانه چه کسی خواهد نشست،باید بگوییم: هرچند مُرادزاده مسئول خانقاه شیراز که به لحاظ مرکزیت فرقه،و باقری مسئول خانقاه تهران به جهت قدمت در خدمت و اطلاعات تاریخی،خویش را سزاوار ریاست فرقه می دانند - حتی زمزمه هایی نزد محرمان اسرار داشته اند- لکن به جهاتی که ذیلا نقل می شود،آقای عصاریان از شانس بیشتری برخوردار است:

1- از رفقاء و نزدیکان صاحب اسرارهای مگوی گنجویان بوده است.

2- همسر آقای باقری مسئول خانقاه تهران که خود را سزاوار مقام ریاست می داند،به بعضی از خانمهای وابسته به فرقه گفته است: از چندی پیش از مریضی گنجویان دستور داده شده است که اعضای فرقه،سئوالات خود را از عصاریان جویا شوند.

3- اینکه درپی فرار گنجویان به لحاظ عضویت در انجمن شیر و خورشید،و صاحب کرسی بودن در فراماسونری (1) و لُژ پهلوی (2) بیش از دیگران به دیدن نامبرده رفته است،خصوصا بعد از سکته به هنگام تشرف به عتبات در حمام؛و اینکه درهمین ایام زمین گیر شدن،دوبار به طور رسمی به عنوان جانشین از او دیدن کرده است.

4- اینکه دریافت خبر مردن نامبرده توسط او بوده،سپس به دیگران اطلاع داده شده و فورا عازم لندن شده است.

5- یکی دیگر از جهاتی که در انتخاب او نقش دارد،مساله ارتباط نزدیک عصاریان با فرزندان احمد افشار می باشد که گنجویان در ارتباط با وابستگی او سر و سرّی داشته است.

 

                                                                منتظر خبر بعدی باشید

 

1). نگاهی منصفانه به ذهبیه/تالیف آقای سید عباس وعیدی: 94

* درضمن می توانید این رساله را توسط سایت انتشارات راه نیکان  www.rahenikan.com    به صورت آنلاین خریداری فرمایید *

2). مقاله مندرج در سایت شریف نیوز به تاریخ شنبه، 20 فروردين 1384 قسمت اجتماعی

  

 

***مهم****

**هم اکنون مطلع شدیم مسئله به ریاست رسیدن عصاریان حتمی شده است. **

 

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 و ساعت 0:15 |

محل دفن

رئیس فرقه ذهبیه اغتشاشیه

به طوری که اطلاع یافتیم درویشانی از فرقه مزبور به تصور اینکه جسد نامبرده را به شهر و دیار خود انتقال دهند،عازم لندن شده اند. لکن گویا دست اندرکاران فرقه مصمم شده اند او را در لندن دفن کنند. زیرا بعد از اینکه خدعه و نیرنگ مسئولان خانقاه ذهبیه در دزفول نسبت به جمع آوری کمک و اعانه برای تاسیس بیمارستان به نام حضرت علی امیرالمومنین –علیه السلام- فاش شد که به نام گنجویان تمام کردند بین اتباع فرقه در دزفول اختلاف افتاد و در اعتراضات گفته بودند ما نمی گذاریم جنازه در بیمارستانی که با این تزویر تغییر نام داده شده،دفن شود.

 

                                                                    منتظر خبر بعدی باشید.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در شنبه بیست و چهارم مهر 1389 و ساعت 18:3 |

مطلع باشید


دکتر عبدالحمید گنجویان رئیس یکی از


شاخه های ذهبیه اغتشاشیه


مُرد

عاقبت ساعت 11 صبح روز جمعه 23 مهرماه 1389 به وقت ایران،دکتر عبدالحمید گنجویان دنیا را رها کرد و رفت. اتباع فرقه ذهبیه اغتشاشیه باید دقت داشته باشند که ماجرای کودتای بعد از مرگ مجد الاشراف اول تکرار نشود. هرچند فرقه ذهبیه از زمان سید عبدالله برزش آبادی و حاج میرزا احمد اردبیلی طبق ضابطه مرسوم در تصوف فرقه ای رئیسی نداشته است و به همین اعتبار آنچه از ذهبیه ادامه یافته،مشروعیت فرقه ای ندارد؛ولی باید در گرویدن به باطل هم دقیق بود.

با این همه،روز یکشنبه 25/7/89 قرار است تعیین جانشین شود!

اما طبق اخبار واصله و شایعات،آقای محمد باقری شیخ تهران،مسئول خانقاه شیراز،مسئول خانقاه دزفول و همچنین مسئول خانقاه رشت،خود را برای مسئله جانشینی آماده کرده اند. تا جُغد شانس برشانه کدامین یک از این چهار نفر بنشیند.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در شنبه بیست و چهارم مهر 1389 و ساعت 0:7 |

به نام خدا

جناب لامذهب! طنز شما را که از سرِ لاقیدی به ضابطه و رابطه ای نوشته بودید،خواندم؛هرچند تفریحانه دستی به تایپ با کامپیوتر زده اید؛ولی در این مقطع حساس به طرح موضوعی بسیار مهّم پرداخته اید که شاید کمتر مطرح شده یا اگر هم گوشزد کرده اند ممکنست منصفانه نبوده باشد. و چون غرض با عارضه مرض توام است،بدون گرایش به هیچ گروه و دسته ای،در حدّ استطاعت نه برای شما که لامذهبی؛بل برای آنهایی که از این اقدام شما مطلع هستند،چند سطری را قلمی می کنم.

مساله مرجعیت دینی در تشیع همانطور که در روایت امام باقر -علیه السلام- به ولایت تاکید شده است،اصل اموراتی می باشد که به امامت مربوط می شود. و به لحاظ عدم امکان ارتباط با وجود نازنین آخرین امام بنابر فرمان مطاع امام،می بایست بر نواب دوران غیبت کبری -که روات مجتهد و فقیه می باشند- رجوع نمود.

امّا آنچه در این رابطه مورد سوءاستفاده قرار گرفته،این اصل مهّم را دچار مشکلاتی ناشی از تحریف و تحذیف نموده است که به اهم آنها به طور فشرده اشاره می کنیم:

1- صوفیه،که با طرح قطبیت در ایام غیبت،رئیس مسلکی از مسالک تصوف فرقه ای را در جایگاهی قرار داده اند که برتر از مقام فقهاء نواب است. و صوفیانی که خواسته اند جمع بین دو منظور کنند،مدعی شده اند قطبیت،همان مرجعیت است. گروهی پا را فراتر گذاشته،مدعی شده اند قطبیت و امامت مترادف یکدیگرند. که البته تمامی این اظهارات توهماتی بیش نیست.

2- شیخیه،که رئیس وقت را بدون هیچ دلیل و ضابطه ای شیعه کامل دانسته،او را به عنوان رکن رابع درمقامی قرار می دهند که با عدم حضورش سه رکن توحید،نبوت و امامت نقشی در ایمان و ایقان فرد نخواهد داشت؛که این نیز فتنه ای بیش نیست. زیرا شیعیان در ایّام غیبت،چون با حوادث فقهی مواجه هستند،نیاز به استخراج حُکم فقیه جامع الشرایط دارند؛و از رکن رابع کاری ساخته نیست. به همین لحاظ است که به غیر از رشته شیخیه احقاقیه،شاخه های دیگر براساس مسلک اخباری عمل کرده و می کنند.

3- گروهی از لحاظ علمی درمقامی هستند که می توانند استخراج حُکم احکام را بنمایند،ولی شایستگی منصب نیابت عامه را ندارند. نزاع رد و قبول افرادی که به حق در مقام اجتهاد قرار گرفته،و دیگرانی که شرایط مقتدائی را ندارند،از این جایگاه آغاز می شود. زیرا آنچه شرط احراز مقام مرجعیت،یعنی مقتدائی دوران غیبت کبری است،مهمّی می باشد که اگر در نظر گرفته نشود دو خطر همراه دارد:

خطر شخصی: فرد را به لحاظ تبعیت از فردی که شایستگی مقتدایی ندارد،شریک در مقاصدی می کند که اطاعت از مدعی مقتدایی همراه دارد.

خطر اجتماعی: او که شرایط مقتدایی را ندارد،اگر بر اثر جذب مغرض یا جاهل،نیرویی به هم بزند،اِعمال غرض نموده،هرروز برای مطرح نمودن خود،به بهانه ای حُکمی می کند که خلاف اجماع فقهاء،مهم تر آفت مصلحت جامعه اسلامی است. که امروز با هردو خطر آن مواجه هستیم. و این به لحاظ مراعات نکردن ضوابطی است که جهت این مهّم در تشیع معین و مشخص کرده اند؛که مهم ترین آنان مراعات نکردن استفاده از القاب مرسوم است.

طلبه ای را که می تواند گلیم یک سخنرانی را از آب درآورد،« حجه الاسلام » لقب می دهند. « حجه الاسلام » را با « حجه الاسلام و المسلمین » خطاب می کنند،و صاحب چنین مرتبه ای را « آیت الله » می خوانند و از همه خطرناک تر به کار گیری لقب « آیت الله العظمی » است که شخص را درمقام مرجعیت می شناساند. و عجیب است اشخاصی چون مرحوم آیت الله بهجت،متصدیان چاپ رساله اش را از به کارگیری القاب نهی می کند،ولی در کرامت نامه ها که متاسفانه دستمایه دکان داران حرفه ای شده است،ایشان را با القابی می خوانند که حتی مورد اعتراض ایشان واقع نمی شود.

در این صورت اگر پشت احکام نامه ای نوشته شد « توضیح المسائل » یا « رساله عملیه » آیت الله العظمی فلان...... دلیل بر این نیست که شرایط این مقام و مرتبت،برای مقتدایی هم وجود دارد،و اگر هم باشد دلیل نیست که نوبت این فرد باشد. اگر خوانندگان عزیز به باب تقلید رسائل عملیه رجوع کنند و با همان ضابطه که آقایی برای مقتدایی عنوان کرده،او را انتخاب کنند،یقینا نوبت به خیلی از کسان - که شما سنگ طرفداری ایشان را به سینه زده اید - نمی رسد.

چرا؟ چون آشنایی علمی با ضوابط استخراج احکام ملاک نیست،چه شخصی می تواند خارج از دین مبین در تحصیل و طی مراتب علمی معارف اسلامی به مرتبه ای برسد که مانند فقیهی از فقهاء امامیه،توان استنباط احکام را داشته باشد،ولی چون مسلمان نیست،نمی توان از او تقلید کرد. درست مانند زنی که در استنباط احکام درمقام اجتهاد قرار گرفته باشد و مجتهده ای جامع الشرایط باشد،ولی به لحاظ زن بودن نمی تواند در مقام مقتدایی دینی قرار بگیرد.

در این صورت باید به این نکته توجه داشت که جایز التقلید بودن،با احراز مقام علمی این مقام تفاوت دارد؛مجتهد کسی است که قوه استنباط دارد،ولی مجتهد جامع الشرایط آن شخصیتی است که درمقام مقتدایی می باشد و فتوای او در زمان غیبت کبری کفایت کننده از حُکم امام زمان -روحی له الفداء- است.

 

                                                                         ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در سه شنبه بیستم مهر 1389 و ساعت 0:33 |

آقای نیما سینا

بعضی از دوستان شاکرند که درب دکانتان را بسته اید،و عده ای مانند من از اینکه میدان اظهار اعتقادتان را ترک کرده ای،ناراحتم؛زیرا به دوستان که حالِ من را مانند خوارج دانسته اند،با هر دو دسته مخالفم؛گوش شنیدن یا چشم دیدن مطالب آنان و شما را ندارم.

به هر تقدیر خواستم گفته باشم اگر هنوز نفسی دارید و زیر دست و پاهای مخالفان،نفس کشیدن را فراموش نکرده ای،درباره فیلتر کردن سایت های آقایان بیات زنجانی،صانعی،دستغیب و از این دست هم اظهار نظری منصفانه  داشته باشید.

 

                                                                  به من می گویند: لامذهب.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از پاسخ به سئوالی که از نظر گذشت،می بایست گفته باشم مخلصِ همه دوستداران آل بیت -علیهم السلام- لیاقت شهادت نداشته و شاید هم نخواهم داشت که به دست مخالفان نظام ولایی،به درجه شهادت نایل آیم.

علت تعطیلی وبلاگ زیرخرقه،سعادتی بود که به اراده الهی و توجهات محمد و آل طاهرینش نصیب گردید. توفیق عتبه بوسی آستان ملائک پاسبان حضرت ختمی مرتبت و ائمه طاهرین جنه البقیع و طواف حرم الله نصیب گردید. نامه ها و اخبار زیادی این ایّام دریافت شده که ضرورت دارد جواب داده شود و اگر توفیق رفیق شود،انجام وظیفه خواهم کرد.

 

                                                                          نیما سینا

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در جمعه شانزدهم مهر 1389 و ساعت 1:19 |