به نام خدا
هرچند در ارتباط با مساله تقیه در تصوف، می باید رساله ای جداگانه نوشت تا دانست این تقیه برای امثال حسن بصری،جنید بغدادی و دیگرانی مثل این ها ترفندی است که از دوره قاجاریه ریخته شده، زیرا اگر روسای شیعی فرقه ها این شگردِ مصلحتی- سیاسی را به کار نمی گرفتند، مسلما جز منحرفان از شیعه یا آنان که ماموریت دارند این حرکت های سیاسی- استعماری شبه مذهبی را تائید کنند، طرفداری نمی کردند.
به هرروی تا قبل از قاجاریه کسی برای این موضوعات تعیین کننده، ادعای تقیه نکرده است. این متاخرین فرقه های نعمه الهیه و ذهبیه اغتشاشیه اند که مدعی تقیه شده و می شوند. درصورتی که اهل تحقیق معاصر به نتیجه رسیده اند ادعای تقیه برای جنید بغدادی را معصوم علیشاه نایب الصدر فرزند میرزازین العابدین شیرازی رحمت علیشاه رئیس نعمه اللهیه کرده است (۱) درپی نامبرده محمد باقر سلطانی شرح احوال نگار فرقه نعمه اللهی گنابادی فرزند ملاسلطان محمد ودرپی او فرزند دیگرش ملاعلی، ادعای تقیه را نسبت به جنید بغدادی تکرار کرده است. (۲) و دیگر در هیچکدام از منابع صوفیه و غیر صوفیه چنین ادعایی به چشم نمی خورد؛ که در بحث ادعای نیابت برای جنید، به آرای آنها می پردازیم.
ولی آنچه نباید از نظر دور شود، این است که چرا معصوم علیشاه نایب الصدر یا هرکسی که ادعای تشیع برای جنید بغدادی دارد یا معتقد است نامبرده در اظهار دین خود تقیه نموده، سند و مدرکی ولو از ناحیه صوفیه ارائه نداده اند؟!!! و این خود بهترین دلیل سنی بودن جنید بغدادی می باشد.
ادعای نیابت
از جمله مهماتی که باید به آن شدیدا پرداخت و از خیانت های صوفیه فرقه ای متاخر به تشیع و امام زمان –عجل الله تعالی فرجه الشریف- دانست، مسئله ادعای نیابت برای نامبرده است.
اگر بخواهیم تقدم و تأخر زمانی این ادعا را که برای جنید نموده اند در نظر نگیریم، اولین کسی که به طرز مرموزانه ای زمینه را برای اظهار نظرهای بعدی صاف کرد، سید هبه الله جذبی است که می نویسد:
« حضرت رسول که از دنیا رحلت فرمود، بشریت آن حضرت از دست رفت؛ ولی معنویت و روحانیت او باقی و در وجود مبارک مولی الموالی علی جلوه نمود،این فیض حق قطع شدنی نیست و درهر زمان در مظهری جلوه گراست،امروز در وجود مقدس امام زمان حجه ابن الحسن عجل الله فرجه متجلی و اشعه انوار آن حضرت در وجود اولیای حق ظاهر و هویدا است ». (۳)
صوفیه اشاعه می دهند:« دردوره غیبت چون خلاف فضل الهی است که بندگان را بدون راهنمایِ ظاهر گذارد و بدون راهنما امر دین و سلوک حق مختل بماند،از ناحیه مقدس حضرت امام عصر عجل الله فرجه اجازه راهنمایی برای جنید رحمه الله علیه صادر گردید و از آن جناب تا کنون ماذونین که عالِم به شریعت و شیخ طریقت باشند،بوده اند که راهنمایی خلق را عهده دار می باشند.» (۴)
ولی چون این ادعا بدون پشتوانه نمی شود، آقای ابوالحسن پریشان زاده می نویسد: « ملاسلطان علی گنابادی گفته است: جنید بغدادی امام نبود و امر امامت به او منتقل نشد؛ بلکه امر امامت کماکان در دست امام دوازدهم است و در غیبت آن امام،جنید و سپس جانشینان او مجاز بودند به نام امام از طرف او اخذ بیعت نمایند.» (۵)
محمد حسن گنابادی صالح علیشاه، بدون اینکه بخواهد بفهمد جدش بدون سندی چنین ادعایی نسبت به جنید سنی کرده،می گوید: « دربدو غیبت کبرایِ امام دوازدهم،جنید بغدادی از طرف حضرت مامور شد که در زمان غیبت کبری به نام آن حضرت بیعت بگیرد و جانشین خود را هم تعیین کرده و به او نیز اجازه تعیین جانشینی بدهد و این سلسله اجازه تا زمان ظهور حضرت ادامه خواهد داشت و امروز این اجازه به من رسیده است ». (۶)
آقای نورعلی تابنده فرزند او – که با اسناد خطی به قلم سلطان حسین تابنده، ثابت خواهیم کرد با قطبیت پدر و جد و برادر ضدیت داشته،چطور شد که وارث آنان گردید؟!- می نویسد: « بعد از غیبت، حضرت به او (جنید) اجازه دادند برای خود جانشین تعیین کند (۷) جانشینان جنید در واقع نماینده غیرمستقیم امام می باشند که اخذ بیعت می کنند ». (۸)
حاج علی تابنده نه به طور صریح، بلکه در لفافه می نویسد: « اولین قطب در زمان غیبت، شیخ الطائفه جنید بغدادی بود؛ پس از ایشان سلسله اقطاب ماذون که اجازه شان در امر طریقت و درایت با واسطه به امام می رسد ». (۹)
ادامه دارد
۱). طرایق الحقایق
۲). صالحیه
۳). رساله باب ولایت ص ۱۱۹
۴). رساله باب ولایت ص ۳۲۶-۳۲۷
۵). گشایش راز: ۱۰۹، اگر این کتاب را خواندید، حتما کتاب دیدی که رازپنهان آخر شد آشکارا تالیف آقای عمادی از انتشارات مهتاب را هم بخوانید.
۶). عرفان ایران: ۱۰/۱۱
۷). عرفان ایران: ۱/۱۲
۸). عرفان ایران: ۱/۱۲
+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت
16:8 |