تبليغاتX
زیر خرقه صوفی چه خبر است؟

به نام خدا

رساله فشرده  مدعیان دروغین تالیف آقای حسین بدرالدین

 که پیرامون مباحث حساس روزِ مهدویت،قطبیت صوفیه،رکنیت

 شیخیه،بابیت بهائیت،مدعییان امام زمانی دوران غیبت و شیادان

 مدعی نیابت تدوین شده است،به عنوان عیدی از طرف وبلاگ زیر

 خرقه صوفی چه خبر است؟ به بینندگان عزیز معرفی می گردد.


بینندگان محترم وبلاگ زیرخرقه جهت تهیه این کتاب می توانند با این شماره تماس بگیرند:

0936-9491506




 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 و ساعت 16:21 |

جوابی درپی سئوال مکرر

بینندگان

علاقه مندانی که جویا شده اند روند فرقه ای ذهبیه اغتشاشیه را

در تصوف چگونه به دست آورند با مطالعاتی که اینجانب داشته ام،

کتب زیر جواب دهنده است:

 

۱-   فرقه صوفیان تالیف آقای دکتر سید محمد محدث

۲-   فرقه ذهبیه تالیف آقای سید علی رضا طباطبایی

۳-   نگاهی منصفانه به ذهبیه تالیف آقای سید عباس وعیدی

۴- خرقه مستوجب آتش تالیف آقای سید محمد حسین فقیه ایمانی

 

ناشر هر چهار جلد کتاب انتشارات راه نیکان می باشد.

برای تهیه این کتب می توانید به آدرس اینترنتی زیر مراجعه فرمایید:

 

www.rahenikan.com

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه بیستم آبان 1389 و ساعت 1:20 |

به نام خدا

حقیقتی که صوفیه از دسترس مریدان پنهان داشته اند

از موضوعات بسیار مهمی که ادعای اتصال شجره های صوفیه را زیر سئوال می برد، دو مساله است:

نخست بریدگیهایی است که در تمام شجره ها وجود دارد ؛دوم مطابق نبودن تاریخ اتصال بین افراد، مانند ابراهیم ادهم و بایزید بسطامی که با زمان امام باقر یا امام سجاد و امام صادق –علیهم السلام- فاصله زمانی دارند. در کنار این مهم بعضا دیده شده است با نادیده گرفتن واقعیتهایی که در تاریخ ثبت است و فاصله زمانی بین افراد شجره را ثابت می کند،برای افرادی دعوی مرتبه و مقامی کرده اند که خود شخص منکر آن می باشد؛ از جمله این موارد جنید بغدادی است که در تمامی شجره های موجود، جنید بغدادی را به واسطه دائی اش سری سقطی به معروف کرخی رسانده اند. برای مطلب بعدی که می خواهیم اشاره کنیم، باید به این موضوع توجه داشت که تنها سند اتصال جنید بغدادی به معروف کرخی نسبت شجره ای جنید به سری سقطی است. اگر این ادعا باطل شود یا اساسی نداشته باشد، تمام شجره هایی که به واسطه جنید به معروف کرخی می رسد باطل می شود.

حال ببینیم جنید، خود ادعای اتصال به معروف کرخی به واسطه سری سقطی را قبول دارد یا نه.

سه تن از رجالیان معروف صوفیه،عبدالرحمن جامی مولف « نفحات الانس »،خواجه عبدالله انصاری صاحب « طبقات الصوفیه» و حافظ حسین کربلایی مولف « روضات الجنان و جنات الجنان » انتساب شجره ای جنید را به سری سقطی رد کرده اند. « نفحات الانس » صفحه ۸۲ « طبقات الصوفیه » در صفحه ۲۱۵« روضات الجنان و جنات الجنان » جلد ۲صفحه ۳۵۶را عینا می آوریم تا به آنهایی که ادعا دارند جنید بغدادی توسط دائی اش سری سقطی به معروف کرخی می رسد گفته باشیم شما از مصادیق بارز کلام علی امیرالمومنین –علیه السلام- هستید که عشق و علاقه به ....... فرقه گنابادی نعمت درست دیدن یعنی کژبین نبودن را از شماها گرفته است.

به طوری که ملاحظه می نمائید سه تن از معاریف و مشاهیر رجال شناس صوفیه که در فرقه های معروفیه دارای جاه و منزلتی هستند و مهم تر درنقل مهمات مربوط به فرقه ها مورد استناد و استدلال می باشند،ارتباط ، درواقع اتصالِ نسبت جنید بغدادی به معروف کرخی را به اعتبار گفته ی جنید رد کرده اند، این سه تن می نویسند جنید بغدادی گفته است: « مردمان پندارند من شاگرد سری سقطی ام،من شاگرد محمد بن علی قصابم ».  در این صورت کرسی نامه ها یا شجره که مانند نعمه اللهیه با تمام شعبات،ذهبیه کبرویه با تمام شعباتش که ذهبیه اغتشاشیه از آن جمله است و هر فرقه ای که به واسطه جنید بغدادی نسبت فرقه اش را به معروف بن فیروزان کرخی درست می کند،باطل است. در واقع اتباع این فرقه ها برسر گوری گریه می کنند که در آن حتی استخوان پوسیده ای نیست. اگر توفیق رفیق شد به ادامه بحث انقطاع شجره ها ی موجود در جا به جای تاریخ می پردازیم تا سیه روی شود هرکه درش غش باشد.

البته تردید نیست چون فرقه های کنونی محیطی مناسب برای فراریان دینداری است،باید توجه داشت به طور حتم و یقین این طیف از اتباع فرقه ها اعتنایی به اینگونه شواهد نخواهند داشت. که ما را با آنان کاری نیست. به طور حتم و یقین آنان که از بد حادثه به فرقه ها پناه نبرده اند، به تصور اینکه فرقه های کنونی محیطی مناسب برای سیر و سلوک می باشد به عضویت آنها در آمده اند، با دیدن چنین شواهدی فرار را بر قرار اختیار می کنند.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:53 |

به نام خدا

اما این ادعا

این ادعا بستگی دارد به قبول حضرت حجه ابن الحسن - روحی فدا- به این معنی که اگر چنین ارتباطی وجود داشت، حتما می بایست از ناحیه مقدسه توقیعی صادر می شد - که نشده است-  چنان که جهت حضرات نواب اربعه و حتی وکلای آنان و حتی امثال شیخ مفید –رحمه الله علیه- توقیعاتی صادر گردیده است؛ که می توانید به کتاب مجموعه فرمایشات حضرت بقیه الله اروحنا فداه تالیف آقای محمد خادمی شیرازی رجوع نمائید.

پس چنین ادعایی دور ازحق می باشد و متاسفانه نه تنها تهمت به امام زمان –عجل الله فرجه الشریف- است، بلکه موجب ضلالت عده ای می گردد.

تحقیق و بررسی نشان می دهد نه تنها در تایید ادعای اجازه صوفیه، مطلبی در دست نیست، بلکه در زمان نیابت جناب ابوالحسن علی بن محمد سمری چند روز پیش از وفاتش توقیعی بدین مضمون از ناحیه مقدسه شرف صدور یافت: « بسم الله الرحمن الرحیم  ای علی فرزند محمد سمری، خدا اجر برادرانت را درباره تو بزرگ گرداند، پس به درستی که تو تا شش روز دیگر می میری؛ کارت را جمع کن و به احدی وصیت منما تا پس از وفات به جایت بنشیند؛ پس به تحقیق غیبت تامه واقع گردید و ظهوری نیست مگر پس از آنکه خدای تعالی اذن دهد..... » (۱)

از [ حضرت] قائم اجازه ارشاد داشته (۲) یا می نویسد: « جنید هم از شیعیان و درک خدمت [حضرت] هادی و حضرت عسگری و حضرت حجه –عجل الله- نمود و از آن بزرگواران مجاز بود ». (۳)

آقای حاج علی تابنده هم در پی پدر این طور اشاره نموده که « جناب سری سقطی و جانشین وی شیخ جنید بغدادی ارادت به ائمه معصومین زمان خود حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت امام عسگری و مولانا حجت قائم (علیه السلام) داشتند و از آن بزرگواران مجاز بودند و فقط تربیت سری توسط معروف کرخی و تربیت جنید توسط سری بود ».(۴)

درباره آنچه که متاخرین از صوفیه نسبت به جنید بغدادی برای سر و سامان دادن به کار خود جعل کرده اند، دو پاسخ می دهیم:

اول اینکه: مسائل یاد شده، یعنی تشیع جنید بغدادی و مجاز بودنش از ناحیه مقدسه امام زمان –روحی فداه- در کتابهای الانساب سمعانی (۵) حلیه الاولیاء (۶) صفه الصفوه (۷) لواقح شعرانی (۸) وفیات الاعیان (۹) تاریخ بغداد (۱۰)  تاریخ یافعی (۱۱) طبقات الشافعیه الکبری(۱۲) نفحات الانس(۱۳) رساله قشیریه (۱۴) تذکره الاولیاء (۱۵) طبقات الصوفیه (۱۶) روضات الجنان و جنات الجنان (۱۷) روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات (۱۸) بستان السیاحه (۱۹) خزینه الاصفیاء (۲۰) پیران طریقت جواد نوربخش (۲۱) دیده نمی شود و خواهیم گفت که حتی برخلاف ادعای صوفیان معاصر، جنید بغدادی را شیعه نمی دانند.

دوم اینکه: جنید بغدادی با بودن حضرت امام علی النقی به چه مناسبت قبول اجازه از سری سقطی می کند؟! این بافته هایی است که نمی تواند گویای حقیقت باشد و صوفیه هیچگاه جوابی برای آنها نخواهند یافت. و مهمتر اینکه هیچکدام از کسانی که به عصر جنید بغدادی نزدیک بوده اند و درباره او چیزی نوشته اند، به تشیع یا اجازه او از امام زمان اشاره ای نکرده اند؛ بلکه او را فقیهی شافعی یا پیرو مذهب سفیان ثوری که جاعل حدیث از قول امام صادق –علیه السلام- است دانسته اند. در این صورت چنین نتیجه می گیریم مسئله تشیع و نیابت جنید بغدادی از جمله جعلیات معصوم علیشاه شیرازی،صوفی و قطب زاده فرقه نعمت اللهی است که مورد لعن و نفرین صوفیان شعبات فرق نعمت اللهی هم می باشد و در فرقه ذهبیه اغتشاشیه، محمد هاشم درویش شیرازی که کرسی نامه خویش را به صورت نظم در ولایت نامه تالیف خود عنوان کرده و در فرقه نعمه اللهی نیز نه در ریاض السیاحه و نه در بستان السیاحه و نه در پیران طریقت نوشته جوادنوربخش  و نه در ماثرالکاملین کرسی نامه ذهبیه اغتشاشیه و نه دکتر اسدالله خاوری در ذهبیه تصوف علمی و آثار ادبی و نه در داستان عشق پیران تالیف علی فرخی که شرح احوال مشایخ نعمه اللهیه کوثریه است و نه دانشمند و خطیب صوفی سید علی لامع قزوینی در کتاب تبصره العارفین در زمینه تشیع یا اجازه جنید بغدادی از امام زمان –روحی فداه- چیزی دیده نمی شود. و در قسمت معروفیه بحث را ادامه داده ایم.

                                                                                             ادامه دارد

............................................

۱). ترجمه الزام الناصب فی اثبات الحجه الغایب ج ۲ص ۴۱۵

۲). یادداشتهای سفر به ممالک عربی:۲۵        ۳). همان ماخذ: ۲۶

۴). خورشید تابنده ص ۴۱                          ۵). ص ۴۶۴

۶). ج ۱۰ص ۲۵۵                                  ۷). ج ۲ص ۲۳۵

۸). ج ۱ص ۹۸                                      ۹). ج ۱ص ۱۴۶

۱۰). ج ۷ص ۲۴۱                              ۱۱). ج ۲ص ۲۳۱

۱۲). ج ۲ص ۲۸                                 ۱۳). ص ۸۰

۱۴). ص ۵۱                                        ۱۵). از صفحه ۵به بعد تصحیح نیکلسون

۱۶). ص ۱۹۶                                      ۱۷). ج ۲ص ۳۵۳

۱۸). ترجمه جلد ۲ص ۵۵۶                   ۱۹). ص ۳۷۵و ۳۸۱

۲۰). ص ۸۰ج ۲                                   ۲۱).از صفحه ۲۳الی ۲۵

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 و ساعت 1:49 |

به نام خدا

تردید نیست،عدم حضور هر شخص در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی، تفویض تمامی حقوق به دیگری است؛که شاید در عقیده شخصی که بر اثر عدم شرکت حق مشروع و قانونی اش را واگذار کرده، متفاوت باشد.

پس انتخاب هرکس ،اعلام حضور او در تصمیم گیری ها می باشد.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 و ساعت 21:10 |

به نام خدا

هرچند در ارتباط با مساله تقیه در تصوف، می باید رساله ای جداگانه نوشت تا دانست این تقیه برای امثال حسن بصری،جنید بغدادی و دیگرانی مثل این ها ترفندی است که از دوره قاجاریه ریخته شده، زیرا اگر روسای شیعی فرقه ها این شگردِ مصلحتی- سیاسی را به کار نمی گرفتند، مسلما جز منحرفان از شیعه یا آنان که ماموریت دارند این حرکت های سیاسی- استعماری شبه مذهبی را تائید کنند، طرفداری نمی کردند.

به هرروی تا قبل از قاجاریه کسی برای این موضوعات تعیین کننده، ادعای تقیه نکرده است. این متاخرین فرقه های نعمه الهیه و ذهبیه اغتشاشیه اند که مدعی تقیه شده و می شوند. درصورتی که اهل تحقیق معاصر به نتیجه رسیده اند ادعای تقیه برای جنید بغدادی را معصوم علیشاه نایب الصدر فرزند میرزازین العابدین شیرازی رحمت علیشاه رئیس نعمه اللهیه کرده است (۱) درپی نامبرده محمد باقر سلطانی شرح احوال نگار فرقه نعمه اللهی گنابادی فرزند ملاسلطان محمد ودرپی او فرزند دیگرش ملاعلی، ادعای تقیه را نسبت به جنید بغدادی تکرار کرده است. (۲) و دیگر در هیچکدام از منابع صوفیه و غیر صوفیه چنین ادعایی به چشم نمی خورد؛ که در بحث ادعای نیابت برای جنید، به آرای آنها می پردازیم.

ولی آنچه نباید از نظر دور شود، این است که چرا معصوم علیشاه نایب الصدر یا هرکسی که ادعای تشیع برای جنید بغدادی دارد یا معتقد است نامبرده در اظهار دین خود تقیه نموده، سند و مدرکی ولو از ناحیه صوفیه ارائه نداده اند؟!!! و این خود بهترین دلیل سنی بودن جنید بغدادی می باشد.

ادعای نیابت

از جمله مهماتی که باید به آن شدیدا پرداخت و از خیانت های صوفیه فرقه ای متاخر به تشیع و امام زمان –عجل الله تعالی فرجه الشریف- دانست، مسئله ادعای نیابت برای نامبرده است.

اگر بخواهیم تقدم و تأخر زمانی این ادعا را که برای جنید نموده اند در نظر نگیریم، اولین کسی که به طرز مرموزانه ای زمینه را برای اظهار نظرهای بعدی صاف کرد، سید هبه الله جذبی است که می نویسد:

« حضرت رسول که از دنیا رحلت فرمود، بشریت آن حضرت از دست رفت؛ ولی معنویت و روحانیت او باقی و در وجود مبارک مولی الموالی علی جلوه نمود،این فیض حق قطع شدنی نیست و درهر زمان در مظهری جلوه گراست،امروز در وجود مقدس امام زمان حجه ابن الحسن عجل الله فرجه متجلی و اشعه انوار آن حضرت در وجود اولیای حق ظاهر و هویدا است ». (۳)

صوفیه اشاعه می دهند:« دردوره غیبت چون خلاف فضل الهی است که بندگان را بدون راهنمایِ ظاهر گذارد و بدون راهنما امر دین و سلوک حق مختل بماند،از ناحیه مقدس حضرت امام عصر عجل الله فرجه اجازه راهنمایی برای جنید رحمه الله علیه صادر گردید و از آن جناب تا کنون ماذونین که عالِم به شریعت و شیخ طریقت باشند،بوده اند که راهنمایی خلق را عهده دار می باشند(۴)

ولی چون این ادعا بدون پشتوانه نمی شود، آقای ابوالحسن پریشان زاده می نویسد: « ملاسلطان علی گنابادی گفته است: جنید بغدادی امام نبود و امر امامت به او منتقل نشد؛ بلکه امر امامت کماکان در دست امام دوازدهم است و در غیبت آن امام،جنید و سپس جانشینان او مجاز بودند به نام امام از طرف او اخذ بیعت نمایند.» (۵)

محمد حسن گنابادی صالح علیشاه، بدون اینکه بخواهد بفهمد جدش بدون سندی چنین ادعایی نسبت به جنید سنی کرده،می گوید: « دربدو غیبت کبرایِ امام دوازدهم،جنید بغدادی از طرف حضرت مامور شد که در زمان غیبت کبری به نام آن حضرت بیعت بگیرد و جانشین خود را هم تعیین کرده و به او نیز اجازه تعیین جانشینی بدهد و این سلسله اجازه تا زمان ظهور حضرت ادامه خواهد داشت و امروز این اجازه به من رسیده است ». (۶)

آقای نورعلی تابنده فرزند او – که با اسناد خطی به قلم سلطان حسین تابنده، ثابت خواهیم کرد با قطبیت پدر و جد و برادر ضدیت داشته،چطور شد که وارث آنان گردید؟!-  می نویسد: « بعد از غیبت، حضرت به او (جنید) اجازه دادند برای خود جانشین تعیین کند (۷)  جانشینان جنید در واقع نماینده غیرمستقیم امام می باشند که اخذ بیعت می کنند ». (۸)

حاج علی تابنده نه به طور صریح، بلکه در لفافه می نویسد: « اولین قطب در زمان غیبت، شیخ الطائفه جنید بغدادی بود؛ پس از ایشان سلسله اقطاب ماذون که اجازه شان در امر طریقت و درایت با  واسطه به امام می رسد ». (۹)

                                                                                  

                                                                                ادامه دارد

 

۱). طرایق الحقایق

۲). صالحیه

۳). رساله باب ولایت ص ۱۱۹

۴). رساله باب ولایت ص ۳۲۶-۳۲۷

۵). گشایش راز: ۱۰۹، اگر این کتاب را خواندید، حتما کتاب دیدی که رازپنهان آخر شد آشکارا تالیف آقای عمادی از انتشارات مهتاب را هم بخوانید.

۶). عرفان ایران: ۱۰/۱۱

۷). عرفان ایران: ۱/۱۲

۸). عرفان ایران: ۱/۱۲

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 16:8 |

سالروز ظهور جسمانی

خواجه دوعالم،پیامبر خاتم

حضرت محمد مصطفی رحمه اللعالمین

و

رئیس مذهب حقه جعفری

امام صادق –علیه السلام-

را به حضرت بقیه خدا،خلاصه آل طاها،وارث اهل کسا،

امام زمان –روحی و الارواح العالمین له الفدا-

و حوزه های علمیه،مدرسین عالی رتبه،حضرات مراجع عظام تقلید،

خاصه نایب الامام

امام خامنه ای –مدظله العالی-

تبریک عرض می نمائیم.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 و ساعت 3:5 |

به نام خدا

توجه به این تذکر که به لحاظ سئوال بیننده ای پی گیر مقالات وبلاگ ما است ضروری به نظر رسید که « آیا تحقیقات صورت گرفته شامل فرقه ذهبیه است؟ »

یادآور می شویم مسلما شجره های انشعابات فرقه معروفیه که ادعا کرده اند به معروف بن فیروزان کرخی صوفی می رسد،ضمیمه ذهبیه اغتشاشیه اند؛زیرا لااقل تا احمد غزالی در افراد شجره سهیم هستند و آنجا که انشعابات از شجره اصلی جدا می شود افراد تفاوت خواهند داشت؛لکن در اصل به معروف کرخی صوفی می پیوندند و ماهرکجا در ارتباط با هر انشعابی توضیح ضروری باشد متذکر می شویم . ولی فعلا نسبت به حسن بصری،داود طائی،معروف کرخی و جنید بغدادی تحقیق می نمائیم.

آشنایان با تصوف فرقه ای که تشکیلاتی اداره می شود و اساس اعتبارش بر شجره های موجود در فرقه ها است،که مدعی هستند به امام باقر یا امام سجاد،امام صادق و امام رضا –علیهم السلام- می رسد،نهایتا باید به علی امیرالمومنین –علیه السلام- برسد.

و ما در بی ربط و اساس بودن آنچه نسبت به حسن بصری دشمن علی بن ابیطالب –علیه السلام- و داود طائی ناصبی که مصطفی آزمایش مبلغ عربده کش فرقه گنابادی فراری،او را حکیم می خواند،و معروف کرخی تذکراتی کوتاه و فشرده داریم.

در این قسمت می خواهیم به جنید بغدادی که او را سلطان طائفه صوفیه خوانده اند،بپردازیم. شرح اینکه کجا به دنیا آمده و پدرش چه کسی بوده و از این قبیل مباحث را به کتبی که صوفیه در این زمینه نوشته اند می سپاریم. و متقابلا به موضوعات بسیار مهم و سرنوشت سازی که یقینا تعیین کننده است،می پردازیم.

مذهب جنید

باید بدانید به این فرد،تمامی فرقه هایی که ادعای اتصال به معروف کرخی دارند،حساسیت داشته و برای او داد سخن داده اند،علاوه بر ذهبیه که نوشته اند: « گمان می بریم ثبوت مذهب تشیع اثنی عشری برای جنید بغدادی بدیهی است.» (البته به آرای روسا و شرح احوال نگاران شعبات فرقه نعمه اللهی نیز اشاره خواهیم کرد.)

اشاره کردیم آقای دکتر احسان الله استخری،مدعی تشیع جنید بغدادی است؛ولی متاسفانه  مدرکی برای این ادعای خود ارائه نداده است،در صورتی که در تدوین شرح حال جنید بغدادی به مصادر و ماخذی اشاره نموده که جنید بغدادی را شیعه ندانسته اند،بلکه او را فقیه مسلک ابوثور ابراهیم بن خالد،استاد فقهی شافعی و در مذهب،پیرو سفیان ثوری جاعل حدیث از قول امام صادق –علیه السلام- دانسته اند؛ برای اینکه سند جدیدی جهت  مذهب جنید بغدادی ارائه نداده باشیم تا ایراد کنند مورد تائید ما نیست،برای به دست آوردن مذهب جنید به همان مصادر و ماخذی رجوع می کنیم که آقای دکتر استخری ذهبی اغتشاشی از آنها جهت زندگینامه جنید استفاده کرده است:

صفه الصفوه یکی از مسانید (۱) مورد استفاده اوست که ابن جوزی درهمین کتاب جلد دوم صفحه ۲۳۵می نویسد: « و قدلقی الجنید خلق من العلماء و درس الفقه علی ابی ثور».

وفیات الاعیان یکی دیگر از مصادر آقای استخری می باشد (۲) درهمین کتال جلد دوم صفحه ۳۲۳می نویسد: « و تفقه علی ابی ثور صاحب الامام الشافعی رضی الله عنهما و قیل بل کان فقیهی عن مذهب سفیان ثوری ».

طبقات الصوفیه از جمله دیگر مصادر مولف اصول تصوف می باشد (۳) که در صفحه ۱۹۶تصحیح آقای دکتر مولایی می نویسد: « و فقیه بود بر مذهب ثور،مهینه شاگرد شافعی ».

تاریخ یافعی که مورد استناد آقای استخری قرار گرفته (۴) در جلد ۲صفحه ۲۳۱می نویسد:« مشهور و مدون تفقه علی ابی ثور صاحب الامام الشافعی و قیل بل کان فقیها علی مذهب سفیان الثوری ».

رساله قشیریه از دیگر ماخذ دکتر استخری می باشد (۵) درهمان کتاب صفحه ۵۱ترجمه آمده است: « و فقیه بود بر مذهب ابوثور».

کشف المحجوب یکی دیگر از از مصادر اصول تصوف (۶) است که در همان کتاب صفه ۱۶۱می نویسد: « واندر فنون عالم و کامل و در اصول و فروع و وصول و معاملات مفتی و امام اصحاب ابوثور بود».

                                                          ادامه دارد

……………………………..                                     

۱). اصول تصوف ص ۱۰۹

۲). اصول تصوف ص ۱۰۹

۳). اصول تصوف ص ۱۰۹

۴). اصول تصوف ص ۱۱۲-۱۱۳

۵). همان: ۱۰۹-۱۱۲-۱۱۳

۶). اصول تصوف ص ۱۱۴

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 1:18 |

 

چه سنگین است غمِ از دست دادن عزیزان!

خاصه آن عزیزانی که عرش و فرش به وجود آنان پاینده است.

درچنین ایامی است که عرش نشینان خاک،بر اوج افلاک پر می کشند،

و چشمان شیعیان،

درفراقِ پیامبری که رحمه للعالمین است،کریم آل طاها که سبط خاتم الانبیاء

والمرسلین است،عالِم اهل بیت که امام هشتمین است،خون می گرید.

شهادت عرشیان خاک نشین  را بر

شیعیان،حوزه های مقدسه جهان تشیع،مراجع عظام تقلید،

خاصه حضرت آیت الله العظمی

نایب الامام امام خامنه ای –مدظله العالی-

تسلیت عرض می نماییم.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 0:40 |

بسم الله و له الحمد و الثنا

به هرروی از نظرتان گذشت که اشاره کردیم ابوعبدالرحمن سلمی صوفی برای اولین بار افسانه اسلام معروف کرخی و دربانی حضرت علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را برای او جعل کرده است. و برای اینکه شخصیت و موقعیت نامبرده را بشناسیم به آنچه دانشمند محقق جناب منوچهر صدوقی سُها از آقای نورالدین شربیه محقق طبقات الصوفیه تالیف سلمی نقل نموده اند که نامبرده از محمد بن قطان معاصر با ابوعبدالرحمن سلمی نقل کرده: « کان ابوعبد الرحمن سلمی غیر ثقه و کان یضع للصوفیه الاحادیث » (۱) نتیجه می گیریم اسلام معروف بن فیروزان کرخی رئیس روسای فرقه معروفیه که ذهبیه و نعمه اللهیه و قادریه و هرفرقه صوفیانه که به او برسد جعل و ساختگی است. و قابل اعتنا و استناد و استدلال نیست. این اولین اعتبار اصالت فرقه ذهبیه اغتشاشیه و تمامی شعبات نعمه اللهیه است که ساختگی و جعلی می باشد. حکایت دربانی معروف کرخی از جمله موضوعات دیگری است که توسط ذهبیه اغتشاشیه(۲) و نعمه اللهیه (۳) رواج داده شده اینست: که مدعی شده اند معروف بن فیروزان کرخی بعد از اسلام به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- به مقام دربانی حضرت انتخاب شد. حتی معصوم علیشاه صاحب طرائق الحقایق شعری در این زمینه آورده است:

با ز شیخ سری بود معروف                  چون سری سّر او بود مکشوف

او ز مولا جواز احسان یافت                  کف بگذاشت،نور ایمان یافت

یافت در خدمت امام مجال                     بود دربان درگهش ده سال   (۴)

همانطور که در مورد اسلام آوردن معروف کرخی نزد امام رضا –علیه السلام- اشاره کردیم ملاقاتی بین او و حضرت اتفاق نیفتاده است که او به مقام دربانی منصوب شده باشد.

دیگر اینکه طبق قول مشهور،معروف درسال ۲۰۰یا ۲۰۱از دنیا رفته است؛درصورتی که مساله ولایت عهدی حضرت امام رضا –علیه السلام- و سفر آن بزرگوار به ایران به قول طبری به سال ۲۰۱هجری قمری رخ داده است و اگر قول طبری را بپذیریم که حضرت از مسیر بغداد به ایران نزول اجلال کرده اند،توقف جنابشان را یک روز دانسته است و این با مساله دربانی سازش ندارد.

 

                                                                                      ادامه دارد

 

۱). طبقات الصوفیه مقدمه نورالدین شریبه:۴۵+ مقاله جناب صدوقی در مجله کیهان اندیشه

۲). اصول تصوف: ۶۹+ ذهبیه تصوف علمی – آثار ادبی: ۱۷۱

۳). نابغه علم و عرفان / سلطان حسین تابنده : ۶۰+ خورشید تابنده / علی تابنده:۴۱+ پیران طریقت: ۲۰

۴). طرائق الحقایق: ۲/۴۵۸

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 2:44 |

بسم الله و له الحمد و الثناء

با سلام و پوزش از تاخیری که جهت تعظیم و تکریم به ساحت مقدس عزای حضرت ابا عبدالله الحسین –علیه السلام- بود،طبق آنچه وعده کرده بودیم،بحث خود را پیرامون شجره معروفیه ذهبیه اغتشاشیه ادامه می دهیم.

معروف کرخی چه کسی است؟

نوشته اند:« داود طائی ناصبی،نان می خورد،ترسائی گذشت،پاره ای بدو داد تا بخورد؛شب را آن ترسا با زن خود جمع شد و معروف در وجود آمد.» (۱)

براساس این گزارش،باید دانست که معروف کرخی ثمره لقمه نانی است که داود طائی دشمنِ ناسزاگوی به علی بن ابیطالب –سلام الله علیهما- به پدر و مادر ترسای او داده است.

ابومحفوظ معروف بن فیروزان (۲) یا فیروز (۳) یا علی (۴) ترسا زاده ای می باشد که بعدا مسلمان شده است. (۵) که البته نه ما را بل هیچ حرفی نیست،ولذا نقل آن فقط به جهت سابقه خانوادگی معروف صوفی است.

آنچه در زندگی او مهم می نماید و صوفیه بر آن اصرار دارند،ادعای مساله تشرف او به اسلام به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- است. (۶) که تا به اثبات نرسد،قابل استناد نیست و نمی توان جهت تشیع فرقه ذهبیه به آن استدلال کرد.

آنچه که مسلم تاریخ است و جناب آقای مهدی عمادی در کتاب « معروف کرخی ناموس تصوف » ثابت کرده است،به چنین ادعایی جز در کتب اهل تسنن و صوفیه اشاره نشده است؛که حرفی نیست مطابق واقع باشد؛چه ازجمله جعلیات محسوب شود که چنین است اشکالی ندارد. سخن در شیعه نبودن و سنی بودن نیست،بلکه مسائل مهم اساسی دیگری مطرح است که نمی تواند این ادعا مقرون به صحت باشد؛زیرا آنچه ثابت شده است حضرت امام رضا –علیه السلام- در طول عمر شریفشان به بغداد تشریف فرما نشده بودند. حتی طبق گزارش زمان هجرت اجباری به ایران امروز،از مسیر کوفه وارد بصره شده اند و سپس به مرو نزول اجلال کرده اند. (۷) از طرفی طبق آنچه صوفیه متذکر شده اند،معروف کرخی تا آخر عمر،بغداد را ترک نگفته و در فاصله سال ۲۰۰تا ۲۰۱هجری قمری در همانجا درگذشته است. از طرفی عبدالرحمن جامی،رجالی سرشناس صوفیه این ادعا را درباره پدر معروف کرخی کرده است که به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- مشرف به اسلام شده است. (۸)

تردیدی نیست این از ساخته های صوفیه برای مشروعیت دادن به فرقه معروفیه است. چنان که بررسی این مهم را اگر ادامه دهید تا سال ۴۱۲هجری قمری به عقب برگردید،متوجه می شوید برای اولین بار ابوعبدالرحمن سلمی نیشابوری متوفای ۴۱۲است که بدون ارائه مدرکی چنین ادعایی را عنوان کرده است. (۹) عجیب است ابوالقاسم قشیری،امام صوفیان برای این ادعا به خوابی استناد کرده،می نویسد: شخصی که معروف را دیده بود و با او سخن داشته می گوید،در خواب معروف را دیدم گفت: « گاهی که موعظت پسرسماک بشنودم سخن او مرا در دل افتاد و اقبال به الله تعالی کردم هرآنچه که برآن می بود به ترک گفتم مگر خدمت مولای خویش علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را » (۱۰)

                                                                                                                                                                                 ادامه دارد

۱).تذکره الاولیاء / چاپ دنیای کتاب: ۲۲۲

۲). الانساب: ۱۰/۳۸۹

۳). تحفه عباسی / موذن خراسانی ذهبی: ۱۰

۴). روضات الجنان و جنات الجنان: ۲/۳۶۴

۵). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد: ۲۴۹

۶). مرآت الجنان: ۱/۴۶۱+ صنعه الصفوه: ۲/۳۱۸+ شذرات الذهب: ۱/۳۶۰+ سیر الاعلام النبلاء: ۹/۳۹۹+ کواکب الدریه: ۱/۳۶۸+ طبقات الصوفیه: ۸۵+ رساله قشیریه: ۱۲+ تشیع و تصوف: ۳۴

۷). عیون اخبار الرضا –علیه السلام-: ۲/۱۴۱

۸). نفحات الانس: ۳۸-۳۹

۹). طبقات الصوفیه سُلمی / چاپ قاهره: ۸۵

۱۰). رساله قشیریه: ۱۰سطر ۵-۳

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه دوازدهم دی 1390 و ساعت 1:35 |

بسم الله و له الحمد و الثنا

با پوزش از تاخیر ادامه بحثی که داشتیم،شما را به مطالعه ادامه مباحث گذشته،پیرامون فرقه ذهبیه اغتشاشیه دعوت می کنیم.

بعد از مطالب فشرده و فهرست واری که پیرامون اسم فرقه ذهبیه تقدیم عزیزان داشتیم،می طلبد به مهم ترین بحثی که تعیین کننده ی اصالت فرقه های صوفیه است بپردازیم؛ « تا سیه شود هرکه درش غش باشد ».

تشکیلات صوفیانه ای را نمی شناسم که بنایش بر شجره ی مرسوم فرقه ها نباشد. اصل و اساسی که شجره ی فرقه های موجود از قرن ششم در دسترس نهاده اند به لحاظ انتصاب اولین شخص شجره به امام معصوم –علیه السلام- است. برای نمونه کمیلیه به اعتبار حضرت کمیل بن زیاد نخعی، اویسیه به اعتبار حضرت اویس قرنی، خاکساریه به اعتبار حضرت سلمان فارسی، طیفوریه به اعتبار بایزید بسطامی، معروفیه به اعتبار معروف بن فیروزان کرخی.

ضروری است بدانیم جناب کمیل بن زیاد نخعی،با تمام جلالت شان و مقامی که در ارتباط با علی امیرالمومنین –علیه السلام- داشته است،وازعلی امیرالمومنین –علیه السلام- با « الست صاحب سرک » تائید مقام صاحب سری حضرتشان را داشته،خودش ادعایی را که فرقه داران برای جنابش نموده اند،به زبان نیاورده است. یا درمورد اویس و سلمان،مکرر در مباحث قبل اشاره داشتیم نه تنها شخصا چنین دعوی ننموده اند،بلکه برفرض محال اگرچنین بدعتی را بپذیریم،سلمان و اویس قبل ازعلی –علیه السلام- وفات یافته، یا شهید شده اند. درمورد بایزید بسطامی، اصلا با امام صادق –علیه السلام- معاصر نبوده است. و در مورد معروف بن فیروزان کرخی،دعاوی که جهت اصالت دادن به فرقه های مزبور نموده اند،همه و همه بی اساس است؛زیرا به طور حتم و یقین،کرخی صوفی که با معروف بن خربوذ کرخی صحابی دو کس هستند،نمی تواند امام رضا –علیه السلام- را زیارت کرده باشد.(کتاب معروف کرخی ناموس تصوف) مطالعه شود.

فرقه ذهبیه اغتشاشیه یکی از فرقه هایی است که نسبت خویش را به واسطه جنید بغدادی غیرشیعه،به سری سقطی و از او به معروف کرخی می رساند. و از او به شجره با امام معصوم متصل می سازد. البته نعمه اللهیه  و فرقه های دیگر متصوفه به واسطه جنید بغدادی و سری سقطی، نسبت به شجره امامت درست می کنند. درواقع آنچه توانسته تا کنون فرقه های صوفیه را سرپا نگه دارد،همین مساله انتساب سر سلسله ای به امامی از امامان می باشد.

در ارتباط فرقه ذهبیه اغتشاشیه، شجره شناسی را باید از معروف بن فیروزان کرخی آغاز کنیم؛ زیرا وصل کننده شجره های شاخه های صوفیه به امام رضا –علیه السلام- است.

 

                                           ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در شنبه نوزدهم آذر 1390 و ساعت 19:3 |

« آجرک الله فی مصیبت جدک الحسین (ع) »

سالروز واقعه دلخراش عاشورای حسینی را

به ساحت اقدس حضرت ولی الله الاعظم

حجه بن الحسن العسگری –ارواحنا فداه-

شیعیان،حوزه های مقدسه جهان تشیع،مراجع عظام تقلید،

خاصه حضرت آیت الله العظمی

نایب الامام امام خامنه ای –مدظله العالی-

تسلیت عرض می نماییم.

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 2:7 |

به نام خدا

تاریخ وضع کلمه ذهبیه

ما برای اینکه از صراط انصاف خارج نشویم مطلبمان را با آنچه دکتر اسدالله خاوری،خواهرزاده مجدالاشراف وابسته به فرقه ذهبیه اغتشاشیه در این زمینه گفته است شروع می کنیم؛وی می نویسد:

« از تاریخ وضع کلمه ذهبیه و همچنین از علمیت آن،برای این سلسله هیچ سنخ اطلاعی نداریم؛ زیرا که از آغاز ظهور تصوف در اسلام و اولین کسی که به لقب صوفی خوانده شد و همچنین از ابتدای تشکیلات صوفیه،و از اولین دوره تالیف کتب عربی و فارسی صوفیه از کتاب اللمع ابونصرسراج و قوت القلوب شیخ ابوطالب محمد بن علی عطیه مکی گرفته تا برسد به آثار قرن چهارم هجری مانند: طبقات الصوفیه عبدالرحمن سلمی و امالی،و منازل السائرین شیخ الااسلام ابواسماعیل عبدالله بن ابی منصور،خواجه انصاری یا پیر هروی و حلیه الاولیاء تالیف حافظ ابونعیم اصفهانی و کشف المحجوب ابوالحسن علی بن عثمان غزنوی و رساله قشریه ابوالقاسم قشیری و خلاصه از آثار قرن سوم و چهارم گذشته در کتب قرن پنجم هم اثری از کلمه ذهبیه یافت نمی شود. » (۳۳)

 

         ** برای خواندن کل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید **


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 و ساعت 13:46 |

به نام خدا

شیعه بودن،وجه تسمیه دیگری برای ذهبیه

به این معنا و تعبیر و تعریف که دست اندرکاران فرقه مزبور مدعی شده اند در این فرقه سنی واقع نشده،و کلا روسای آن امامی مذهب بوده اند و سندشان به معصوم می رسد و پای غیر درمیان نیست.

برخلاف سایر سلاسل که مغشوش و مخلوط اند،لاجرم آن را به ذهب خالص –طلای ناب- تشبیه نموده اند. (۲۷)  بلکه مدعی شده اند روسای فرقه کلا شیعیان خالص الولا،و موالیان برگزیده شاه اولیاء می باشند؛به خلاف سایر سلاسل که میان اهل سنت و جماعت مخلوط گردیده،فلهذا این سلسله جلیله در نزد اهل حق به ذهبیه معروف شد؛زیرا که مانند ذهب خالص از غل و غش عداوت اهل بیت مصطفی مبری می باشند.(۲۸)

که البته خواننده و بیننده عزیز می توانند به کتاب رجالی اسلامی رجوع نمایند تا بدانند حسن بصری سرسلسله که روسای فرقه ذهبیه اغتشاشیه را به علی امیرالمومنین –علیه السلام- متصل می سازد،نه فقط شیعه نیست،بلکه دشمن شیعه نیز می باشد زیرا علی امیرالمومنین –علیه السلام- او را سامری امت اسلام خوانده و اینکه محققان اسلامی او را نسبت به ولایت منافق دانسته اند. در این زمینه سه کتاب را به شما معرفی می کنیم:

۱- حسن بصری چهره جنجالی تصوف تالیف آقای مهدی عمادی از انتشارات کتابخانه سنائی تهران.

۲- حسن بصری پیرپیران اهل نفاق تالیف آقای محمد باقر نحوی از انتشارات راه نیکان.

۳- حسن بصری از واقعیت تا افسانه تالیف آقای دکتر آرمین شیروانی از نشر راه نیکان.

بعد از حسن بصری با حبیب عجمی سنی مشهور و متعصب است (۲۹) وبعد از او داود طائی می باشد که ناصبی بوده است (۳۰) بعد از وی معروف بن فیروزان کرخی است که روسای فرقه های نعمه اللهیه و ذهبیه اغتشاشیه مدعی شده اند این فرد،فرقه را به امام رضا -علیه السلام- متصل می سازد. ولی تحقیقاتی که در زندگی معروف کرخی صورت گرفته،ثابت کرده است او از لحاظ سن و سکونت در بغداد و عدم حضور او در مدینه و سفر نکردن امام رضا –علیه السلام- به بغداد و حتی در سفر به ایران،نمی تواند با امام رضا –علیه السلام- ملاقات کرده باشد؛زیرا حضرت از مسیر بغداد به ایران نزول اجلال نکرده اند. (۳۱) بعد از این مهمات باید توجه داشته باشیم جنید بغدادی نیز بدون هیچ تردیدی سنی بوده است. (۳۲)

ابوالقاسم گرگانی،احمد غزالی،ابونجیب سهروردی همه و همه که در شجره فرقه ذهبیه قرار دارند نیز سنی بوده اند.

این تمام چیزهایی است که روسای فرقه یا اتباع،جهت وجه تسمیه ذهبیه نقل کرده اند،چون ادعایی بدون دلیل است قابل قبول نیست و نمی توان آنها را مستند دانست و به آنها استناد و استدلال کرد.

                                                                                        ادامه دارد

...............................................

۲۷). میزان الصواب: ۸۶۹و ۵۳۱

۲۸). ذهبیه تصوف علمی-آثار ادبی: ۹۸

۲۹). کشف الاشتباه / ذبیح الله محلاتی

۳۰). ناصبی کیست؟ دکتر محمد حسین فرهمند: ۱۰۰

۳۱). کتاب معروف کرخی ناموس تصوف تالیف آقای مهدی عمادی ثابت کننده واقعیتهای تحریف شده است.

۳۲). چون مولف کتاب گرانسنگ درکوی صوفیان اداله سنی بودن جنید بغدادی را آورده است به آن کتاب رجوع کنید.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه دوم مرداد 1390 و ساعت 2:49 |