تبليغاتX
زیر خرقه صوفی چه خبر است؟

جوابی درپی سئوال مکرر

بینندگان

علاقه مندانی که جویا شده اند روند فرقه ای ذهبیه اغتشاشیه را

در تصوف چگونه به دست آورند با مطالعاتی که اینجانب داشته ام،

کتب زیر جواب دهنده است:

 

۱-   فرقه صوفیان تالیف آقای دکتر سید محمد محدث

۲-   فرقه ذهبیه تالیف آقای سید علی رضا طباطبایی

۳-   نگاهی منصفانه به ذهبیه تالیف آقای سید عباس وعیدی

۴- خرقه مستوجب آتش تالیف آقای سید محمد حسین فقیه ایمانی

 

ناشر هر چهار جلد کتاب انتشارات راه نیکان می باشد.

برای تهیه این کتب می توانید به آدرس اینترنتی زیر مراجعه فرمایید:

 

www.rahenikan.com

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه بیستم آبان 1389 و ساعت 1:20 |

 

چه سنگین است غمِ از دست دادن عزیزان!

خاصه آن عزیزانی که عرش و فرش به وجود آنان پاینده است.

درچنین ایامی است که عرش نشینان خاک،بر اوج افلاک پر می کشند،

و چشمان شیعیان،

درفراقِ پیامبری که رحمه للعالمین است،کریم آل طاها که سبط خاتم الانبیاء

والمرسلین است،عالِم اهل بیت که امام هشتمین است،خون می گرید.

شهادت عرشیان خاک نشین  را بر

شیعیان،حوزه های مقدسه جهان تشیع،مراجع عظام تقلید،

خاصه حضرت آیت الله العظمی

نایب الامام امام خامنه ای –مدظله العالی-

تسلیت عرض می نماییم.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 0:40 |

بسم الله و له الحمد و الثنا

به هرروی از نظرتان گذشت که اشاره کردیم ابوعبدالرحمن سلمی صوفی برای اولین بار افسانه اسلام معروف کرخی و دربانی حضرت علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را برای او جعل کرده است. و برای اینکه شخصیت و موقعیت نامبرده را بشناسیم به آنچه دانشمند محقق جناب منوچهر صدوقی سُها از آقای نورالدین شربیه محقق طبقات الصوفیه تالیف سلمی نقل نموده اند که نامبرده از محمد بن قطان معاصر با ابوعبدالرحمن سلمی نقل کرده: « کان ابوعبد الرحمن سلمی غیر ثقه و کان یضع للصوفیه الاحادیث » (۱) نتیجه می گیریم اسلام معروف بن فیروزان کرخی رئیس روسای فرقه معروفیه که ذهبیه و نعمه اللهیه و قادریه و هرفرقه صوفیانه که به او برسد جعل و ساختگی است. و قابل اعتنا و استناد و استدلال نیست. این اولین اعتبار اصالت فرقه ذهبیه اغتشاشیه و تمامی شعبات نعمه اللهیه است که ساختگی و جعلی می باشد. حکایت دربانی معروف کرخی از جمله موضوعات دیگری است که توسط ذهبیه اغتشاشیه(۲) و نعمه اللهیه (۳) رواج داده شده اینست: که مدعی شده اند معروف بن فیروزان کرخی بعد از اسلام به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- به مقام دربانی حضرت انتخاب شد. حتی معصوم علیشاه صاحب طرائق الحقایق شعری در این زمینه آورده است:

با ز شیخ سری بود معروف                  چون سری سّر او بود مکشوف

او ز مولا جواز احسان یافت                  کف بگذاشت،نور ایمان یافت

یافت در خدمت امام مجال                     بود دربان درگهش ده سال   (۴)

همانطور که در مورد اسلام آوردن معروف کرخی نزد امام رضا –علیه السلام- اشاره کردیم ملاقاتی بین او و حضرت اتفاق نیفتاده است که او به مقام دربانی منصوب شده باشد.

دیگر اینکه طبق قول مشهور،معروف درسال ۲۰۰یا ۲۰۱از دنیا رفته است؛درصورتی که مساله ولایت عهدی حضرت امام رضا –علیه السلام- و سفر آن بزرگوار به ایران به قول طبری به سال ۲۰۱هجری قمری رخ داده است و اگر قول طبری را بپذیریم که حضرت از مسیر بغداد به ایران نزول اجلال کرده اند،توقف جنابشان را یک روز دانسته است و این با مساله دربانی سازش ندارد.

 

                                                                                      ادامه دارد

 

۱). طبقات الصوفیه مقدمه نورالدین شریبه:۴۵+ مقاله جناب صدوقی در مجله کیهان اندیشه

۲). اصول تصوف: ۶۹+ ذهبیه تصوف علمی – آثار ادبی: ۱۷۱

۳). نابغه علم و عرفان / سلطان حسین تابنده : ۶۰+ خورشید تابنده / علی تابنده:۴۱+ پیران طریقت: ۲۰

۴). طرائق الحقایق: ۲/۴۵۸

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 2:44 |

بسم الله و له الحمد و الثناء

با سلام و پوزش از تاخیری که جهت تعظیم و تکریم به ساحت مقدس عزای حضرت ابا عبدالله الحسین –علیه السلام- بود،طبق آنچه وعده کرده بودیم،بحث خود را پیرامون شجره معروفیه ذهبیه اغتشاشیه ادامه می دهیم.

معروف کرخی چه کسی است؟

نوشته اند:« داود طائی ناصبی،نان می خورد،ترسائی گذشت،پاره ای بدو داد تا بخورد؛شب را آن ترسا با زن خود جمع شد و معروف در وجود آمد.» (۱)

براساس این گزارش،باید دانست که معروف کرخی ثمره لقمه نانی است که داود طائی دشمنِ ناسزاگوی به علی بن ابیطالب –سلام الله علیهما- به پدر و مادر ترسای او داده است.

ابومحفوظ معروف بن فیروزان (۲) یا فیروز (۳) یا علی (۴) ترسا زاده ای می باشد که بعدا مسلمان شده است. (۵) که البته نه ما را بل هیچ حرفی نیست،ولذا نقل آن فقط به جهت سابقه خانوادگی معروف صوفی است.

آنچه در زندگی او مهم می نماید و صوفیه بر آن اصرار دارند،ادعای مساله تشرف او به اسلام به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- است. (۶) که تا به اثبات نرسد،قابل استناد نیست و نمی توان جهت تشیع فرقه ذهبیه به آن استدلال کرد.

آنچه که مسلم تاریخ است و جناب آقای مهدی عمادی در کتاب « معروف کرخی ناموس تصوف » ثابت کرده است،به چنین ادعایی جز در کتب اهل تسنن و صوفیه اشاره نشده است؛که حرفی نیست مطابق واقع باشد؛چه ازجمله جعلیات محسوب شود که چنین است اشکالی ندارد. سخن در شیعه نبودن و سنی بودن نیست،بلکه مسائل مهم اساسی دیگری مطرح است که نمی تواند این ادعا مقرون به صحت باشد؛زیرا آنچه ثابت شده است حضرت امام رضا –علیه السلام- در طول عمر شریفشان به بغداد تشریف فرما نشده بودند. حتی طبق گزارش زمان هجرت اجباری به ایران امروز،از مسیر کوفه وارد بصره شده اند و سپس به مرو نزول اجلال کرده اند. (۷) از طرفی طبق آنچه صوفیه متذکر شده اند،معروف کرخی تا آخر عمر،بغداد را ترک نگفته و در فاصله سال ۲۰۰تا ۲۰۱هجری قمری در همانجا درگذشته است. از طرفی عبدالرحمن جامی،رجالی سرشناس صوفیه این ادعا را درباره پدر معروف کرخی کرده است که به دست علی بن موسی الرضا –علیه السلام- مشرف به اسلام شده است. (۸)

تردیدی نیست این از ساخته های صوفیه برای مشروعیت دادن به فرقه معروفیه است. چنان که بررسی این مهم را اگر ادامه دهید تا سال ۴۱۲هجری قمری به عقب برگردید،متوجه می شوید برای اولین بار ابوعبدالرحمن سلمی نیشابوری متوفای ۴۱۲است که بدون ارائه مدرکی چنین ادعایی را عنوان کرده است. (۹) عجیب است ابوالقاسم قشیری،امام صوفیان برای این ادعا به خوابی استناد کرده،می نویسد: شخصی که معروف را دیده بود و با او سخن داشته می گوید،در خواب معروف را دیدم گفت: « گاهی که موعظت پسرسماک بشنودم سخن او مرا در دل افتاد و اقبال به الله تعالی کردم هرآنچه که برآن می بود به ترک گفتم مگر خدمت مولای خویش علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را » (۱۰)

                                                                                                                                                                                 ادامه دارد

۱).تذکره الاولیاء / چاپ دنیای کتاب: ۲۲۲

۲). الانساب: ۱۰/۳۸۹

۳). تحفه عباسی / موذن خراسانی ذهبی: ۱۰

۴). روضات الجنان و جنات الجنان: ۲/۳۶۴

۵). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد: ۲۴۹

۶). مرآت الجنان: ۱/۴۶۱+ صنعه الصفوه: ۲/۳۱۸+ شذرات الذهب: ۱/۳۶۰+ سیر الاعلام النبلاء: ۹/۳۹۹+ کواکب الدریه: ۱/۳۶۸+ طبقات الصوفیه: ۸۵+ رساله قشیریه: ۱۲+ تشیع و تصوف: ۳۴

۷). عیون اخبار الرضا –علیه السلام-: ۲/۱۴۱

۸). نفحات الانس: ۳۸-۳۹

۹). طبقات الصوفیه سُلمی / چاپ قاهره: ۸۵

۱۰). رساله قشیریه: ۱۰سطر ۵-۳

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه دوازدهم دی 1390 و ساعت 1:35 |

بسم الله و له الحمد و الثنا

با پوزش از تاخیر ادامه بحثی که داشتیم،شما را به مطالعه ادامه مباحث گذشته،پیرامون فرقه ذهبیه اغتشاشیه دعوت می کنیم.

بعد از مطالب فشرده و فهرست واری که پیرامون اسم فرقه ذهبیه تقدیم عزیزان داشتیم،می طلبد به مهم ترین بحثی که تعیین کننده ی اصالت فرقه های صوفیه است بپردازیم؛ « تا سیه شود هرکه درش غش باشد ».

تشکیلات صوفیانه ای را نمی شناسم که بنایش بر شجره ی مرسوم فرقه ها نباشد. اصل و اساسی که شجره ی فرقه های موجود از قرن ششم در دسترس نهاده اند به لحاظ انتصاب اولین شخص شجره به امام معصوم –علیه السلام- است. برای نمونه کمیلیه به اعتبار حضرت کمیل بن زیاد نخعی، اویسیه به اعتبار حضرت اویس قرنی، خاکساریه به اعتبار حضرت سلمان فارسی، طیفوریه به اعتبار بایزید بسطامی، معروفیه به اعتبار معروف بن فیروزان کرخی.

ضروری است بدانیم جناب کمیل بن زیاد نخعی،با تمام جلالت شان و مقامی که در ارتباط با علی امیرالمومنین –علیه السلام- داشته است،وازعلی امیرالمومنین –علیه السلام- با « الست صاحب سرک » تائید مقام صاحب سری حضرتشان را داشته،خودش ادعایی را که فرقه داران برای جنابش نموده اند،به زبان نیاورده است. یا درمورد اویس و سلمان،مکرر در مباحث قبل اشاره داشتیم نه تنها شخصا چنین دعوی ننموده اند،بلکه برفرض محال اگرچنین بدعتی را بپذیریم،سلمان و اویس قبل ازعلی –علیه السلام- وفات یافته، یا شهید شده اند. درمورد بایزید بسطامی، اصلا با امام صادق –علیه السلام- معاصر نبوده است. و در مورد معروف بن فیروزان کرخی،دعاوی که جهت اصالت دادن به فرقه های مزبور نموده اند،همه و همه بی اساس است؛زیرا به طور حتم و یقین،کرخی صوفی که با معروف بن خربوذ کرخی صحابی دو کس هستند،نمی تواند امام رضا –علیه السلام- را زیارت کرده باشد.(کتاب معروف کرخی ناموس تصوف) مطالعه شود.

فرقه ذهبیه اغتشاشیه یکی از فرقه هایی است که نسبت خویش را به واسطه جنید بغدادی غیرشیعه،به سری سقطی و از او به معروف کرخی می رساند. و از او به شجره با امام معصوم متصل می سازد. البته نعمه اللهیه  و فرقه های دیگر متصوفه به واسطه جنید بغدادی و سری سقطی، نسبت به شجره امامت درست می کنند. درواقع آنچه توانسته تا کنون فرقه های صوفیه را سرپا نگه دارد،همین مساله انتساب سر سلسله ای به امامی از امامان می باشد.

در ارتباط فرقه ذهبیه اغتشاشیه، شجره شناسی را باید از معروف بن فیروزان کرخی آغاز کنیم؛ زیرا وصل کننده شجره های شاخه های صوفیه به امام رضا –علیه السلام- است.

 

                                           ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در شنبه نوزدهم آذر 1390 و ساعت 19:3 |

« آجرک الله فی مصیبت جدک الحسین (ع) »

سالروز واقعه دلخراش عاشورای حسینی را

به ساحت اقدس حضرت ولی الله الاعظم

حجه بن الحسن العسگری –ارواحنا فداه-

شیعیان،حوزه های مقدسه جهان تشیع،مراجع عظام تقلید،

خاصه حضرت آیت الله العظمی

نایب الامام امام خامنه ای –مدظله العالی-

تسلیت عرض می نماییم.

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 2:7 |

به نام خدا

تاریخ وضع کلمه ذهبیه

ما برای اینکه از صراط انصاف خارج نشویم مطلبمان را با آنچه دکتر اسدالله خاوری،خواهرزاده مجدالاشراف وابسته به فرقه ذهبیه اغتشاشیه در این زمینه گفته است شروع می کنیم؛وی می نویسد:

« از تاریخ وضع کلمه ذهبیه و همچنین از علمیت آن،برای این سلسله هیچ سنخ اطلاعی نداریم؛ زیرا که از آغاز ظهور تصوف در اسلام و اولین کسی که به لقب صوفی خوانده شد و همچنین از ابتدای تشکیلات صوفیه،و از اولین دوره تالیف کتب عربی و فارسی صوفیه از کتاب اللمع ابونصرسراج و قوت القلوب شیخ ابوطالب محمد بن علی عطیه مکی گرفته تا برسد به آثار قرن چهارم هجری مانند: طبقات الصوفیه عبدالرحمن سلمی و امالی،و منازل السائرین شیخ الااسلام ابواسماعیل عبدالله بن ابی منصور،خواجه انصاری یا پیر هروی و حلیه الاولیاء تالیف حافظ ابونعیم اصفهانی و کشف المحجوب ابوالحسن علی بن عثمان غزنوی و رساله قشریه ابوالقاسم قشیری و خلاصه از آثار قرن سوم و چهارم گذشته در کتب قرن پنجم هم اثری از کلمه ذهبیه یافت نمی شود. » (۳۳)

 

         ** برای خواندن کل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید **


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 و ساعت 13:46 |

به نام خدا

شیعه بودن،وجه تسمیه دیگری برای ذهبیه

به این معنا و تعبیر و تعریف که دست اندرکاران فرقه مزبور مدعی شده اند در این فرقه سنی واقع نشده،و کلا روسای آن امامی مذهب بوده اند و سندشان به معصوم می رسد و پای غیر درمیان نیست.

برخلاف سایر سلاسل که مغشوش و مخلوط اند،لاجرم آن را به ذهب خالص –طلای ناب- تشبیه نموده اند. (۲۷)  بلکه مدعی شده اند روسای فرقه کلا شیعیان خالص الولا،و موالیان برگزیده شاه اولیاء می باشند؛به خلاف سایر سلاسل که میان اهل سنت و جماعت مخلوط گردیده،فلهذا این سلسله جلیله در نزد اهل حق به ذهبیه معروف شد؛زیرا که مانند ذهب خالص از غل و غش عداوت اهل بیت مصطفی مبری می باشند.(۲۸)

که البته خواننده و بیننده عزیز می توانند به کتاب رجالی اسلامی رجوع نمایند تا بدانند حسن بصری سرسلسله که روسای فرقه ذهبیه اغتشاشیه را به علی امیرالمومنین –علیه السلام- متصل می سازد،نه فقط شیعه نیست،بلکه دشمن شیعه نیز می باشد زیرا علی امیرالمومنین –علیه السلام- او را سامری امت اسلام خوانده و اینکه محققان اسلامی او را نسبت به ولایت منافق دانسته اند. در این زمینه سه کتاب را به شما معرفی می کنیم:

۱- حسن بصری چهره جنجالی تصوف تالیف آقای مهدی عمادی از انتشارات کتابخانه سنائی تهران.

۲- حسن بصری پیرپیران اهل نفاق تالیف آقای محمد باقر نحوی از انتشارات راه نیکان.

۳- حسن بصری از واقعیت تا افسانه تالیف آقای دکتر آرمین شیروانی از نشر راه نیکان.

بعد از حسن بصری با حبیب عجمی سنی مشهور و متعصب است (۲۹) وبعد از او داود طائی می باشد که ناصبی بوده است (۳۰) بعد از وی معروف بن فیروزان کرخی است که روسای فرقه های نعمه اللهیه و ذهبیه اغتشاشیه مدعی شده اند این فرد،فرقه را به امام رضا -علیه السلام- متصل می سازد. ولی تحقیقاتی که در زندگی معروف کرخی صورت گرفته،ثابت کرده است او از لحاظ سن و سکونت در بغداد و عدم حضور او در مدینه و سفر نکردن امام رضا –علیه السلام- به بغداد و حتی در سفر به ایران،نمی تواند با امام رضا –علیه السلام- ملاقات کرده باشد؛زیرا حضرت از مسیر بغداد به ایران نزول اجلال نکرده اند. (۳۱) بعد از این مهمات باید توجه داشته باشیم جنید بغدادی نیز بدون هیچ تردیدی سنی بوده است. (۳۲)

ابوالقاسم گرگانی،احمد غزالی،ابونجیب سهروردی همه و همه که در شجره فرقه ذهبیه قرار دارند نیز سنی بوده اند.

این تمام چیزهایی است که روسای فرقه یا اتباع،جهت وجه تسمیه ذهبیه نقل کرده اند،چون ادعایی بدون دلیل است قابل قبول نیست و نمی توان آنها را مستند دانست و به آنها استناد و استدلال کرد.

                                                                                        ادامه دارد

...............................................

۲۷). میزان الصواب: ۸۶۹و ۵۳۱

۲۸). ذهبیه تصوف علمی-آثار ادبی: ۹۸

۲۹). کشف الاشتباه / ذبیح الله محلاتی

۳۰). ناصبی کیست؟ دکتر محمد حسین فرهمند: ۱۰۰

۳۱). کتاب معروف کرخی ناموس تصوف تالیف آقای مهدی عمادی ثابت کننده واقعیتهای تحریف شده است.

۳۲). چون مولف کتاب گرانسنگ درکوی صوفیان اداله سنی بودن جنید بغدادی را آورده است به آن کتاب رجوع کنید.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه دوم مرداد 1390 و ساعت 2:49 |

منتظران را به لب آمد نفس

سالروز ظهور جسمانی امام آخر زمان قائم غائب،

موجود موعود، حضرت حجه بن الحسن –ارواحنا فداه-

را به آیات عظام مراجع تقلید خاصه

زعیم ملت و دین حضرت آیت الله العظمی نایب الامام

سیدی و مولائی امام خامنه ای –دام ظله-

شیعیان،منتظران و بینندگان تبریک و تهنیت

عرض نموده،نیاز عاجزانه تعجیل

در فرج را از ساحت قدس ربوبی جلت عظمه

به درگاه عنایت بی علت او عرضه

می داریم.

 

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 و ساعت 12:48 |

سالروز عید سعید مبعث

را به

حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن العسگری (ارواحنا فداه)

علماء اعلام،حُجج اسلام،مراجع عظام

خاصه

ولی امر مسلمین جهان

حضرت آیت الله العظمی نایب الامام امام خامنه ای (مدظله العالی)

مسلمانان،خاصه شیعیان،هموطنان و بینندگان عزیز

تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 2:31 |

به نام خدا

وجه تسمیه های دیگر برای حل معضل عنوان ذهبیه

۱- از یکی دو قرن اخیر که روسای فرقه ذهبی اغتشاشی « کیمیاگری» را از لوازم به اصطلاح قطبیت دانسته ، آن را از جمله دلایل وجه تسمیه « ذهبیه » قلمداد کرده اند؛ چنانچه  در احوال مریدی از مریدان محمد هاشم درویش – سی و سومین رئیس فرقه مزبور- با نقل داستانی منظوم مدعی شده اند همسر شخصی به نام « عالَمشَه هندی » از فقری که دامنگیرشان شده بود به تنگ آمده، شب در عالم خواب، حضرت امام سجاد –علیه السلام- به او گیاهی را معرفی کردند که به ظرف مسی بزنند طلا خواهد شد،او چنان کرد و مس طلا شد (۲۳) و همسر عالمشه هندی،این را به محمد هاشم درویش رئیس وقت فرقه یاد داد.

علم اکسیر

ادعای دیگری که برای وجه تسمیه آورده اند،مساله « علم اکسیر » می باشد که گفته اند روسای فرقه داشته اند و این همان کیمیاگری است. که روسای فرقه ذهبیه برای جنبه ولایی دادن ، آن را مربوط به « جابربن حیّان » شاگرد امام صادق –علیه السلام- دانسته اند و با اضافه واژه « صوفی » به اسم جابر بن حیّان او را صوفی آنهم از نوع ذهبیه اغتشاشیه - که آن روزگار وجود خارجی نداشته- میراث روسای فرقه ذهبی اغتشاشی معرفی کرده اند. (۲۴)

عجیب تر اینکه فن کیمیاگری،یعنی علم اکسیر را « اخت النبوه » یعنی خواهر نبوت خوانده اند که اصالت بیشتری به آن داده باشند. مجد الاشراف مُرده در ۱۳۳۱قمری  در رساله ای که به نام « تام الحکمه » دارد و در دیباچه « قوائم الانوار » پدرش ابوالقاسم راز قرار داده ، علم اکسیر را همان کیمیاگری خوانده و مختص « موسی هر عصر » که به اصطلاح او کنایه از قطب ناطق هرزمان می باشد،دانسته است. تردیدی نیست این دعاوی صوفیانه به دلیلی عقلی و نقلی مستند نیست؛فقط ادعاست که مرسوم روسای صوفیه می باشد. و اگر دلیلی از آیات و روایات داشتند،ارائه می دادند و چون نه به آیه ای استدلال کرده و نه حدیثی را جهت اثبات ادعای خود آورده اند،پس فاقد دلیل دینی هستند که به قول نجم الدین کبری استناد کرده،می گویند گفته است: « طریقتنا طریق الکیمیا فلابدّ من استخراج اللطیفه النورانیه » (۲۵) یعنی طریقت ما طریق کیمیاست،پس ناگزیر از استخراج لطیفه ی نورانی است.

۲- گذشت زمان،ادعای کیمیاگری برای روسای فرقه تولید زحمت کرد؛زیرا عده ای رجوع می کردند یاد بگیرند،سید علی کفری از آن گروه بوده و چون به او تعلیم ندادند –یعنی نداشتند که بدهند- پشت به فرقه ذهبیه اغتشاشیه کرد و خود فرقه ای تاسیس نمود. مهم تر اینکه مردمان فقیر به روسای وقت فرقه رجوع می کردند کمک مالی می خواستند؛به قول سید علی کفری این مجدالاشراف با بُراده های طلا که از زرگری ها تهیه می کردند،زیر سجاده اش می گذاشت،به مراجعه کنندگان می داد،حل معضل کرده بود.

به هرروی برای رفع این نوع مزاحمتها،گفتند این کیمیاگری که روسای فرقه آموخته دارند،اکسیری است که مس وجود را زر می کند. به استناد مصرع « تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی » نام اخت النبوه را که تولید زحمت های عدیده کرده بود کنار زده،نام « کیمیای عشق » را برای آن انتخاب کردند. که اگر می خواهید نشان بی اعتباری این ادعا را هم بدانید به اتباع فرقه توجه کنید ببینید واقعا مس وجودشان زر شده،که اگر زر شده بود اینهمه شیطنت لااقل بین دست اندرکاران چند خانقاه وجود نداشت!

۳- وجه دیگری که برای علت « ذهبیه » نقل کرده اند،این ادعا می باشد که گفته اند تا سالک را مثل طلا بیغش نکنند،در سلوک الی الله او را اجازه دستگیری،در واقع نایب شاهی ندهند. چنانکه نوشته اند: « مادامی که اولیای این سلسله علیه،شخص سالک را به واسطه ریاضت و مجاهدت نفسانیه از اخلاق رذیله مانند ذهب –طلا- مهذب نسازند و او را از انغماء درکات حجت نفسانیه ظلمانیه بیرون نیاورند و در درجات نورانیه قلبیه، که ولایت حقه مرتضویه است سالک و داخل ننمایند،او را داخل در سلسله ، و صاحب اسرار خفیه این سلسله علیه نمی فرمایند ....... » (۲۶) درصورتی که خصوصیتهای عبد الحمید گنجویان رئیس مُرده فرقه و رهنما رقیب او و شخص میرزا احمد اردبیلی در مقابل شریفی مجدالاشراف دوم،بهترین دلیل بی اعتباری این ادعا می باشد و ما درآینده به جزئیات زندگی آنهایی که نام برده ایم می پردازیم.                                                                         

                                                                              ادامه دارد

........................

۲۳). تذکره الاولیاء منظوم راز شیرازی: ۱۵۴

۲۴). میزان الصواب: ۸۶۹و ۵۳۱

۲۵). فوائح الجمال و فواتح الجلال نجم الدین کبری: ۵

۲۶). ولایت نامه/ محمد هاشم درویش به قلم راز شیرازی : ۳۲۶و ۲۳۹

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه پنجم تیر 1390 و ساعت 1:18 |

به نام خدا

از این اقوال پنج نظریه می توان برای وجه تسمیه ذهبیه به دست آورد:

1- چون سلسله به هشت تن از امامان معصوم –علیهماالسلام- منسوب است. اگر دلیل مدعیان اینست، باید گفت ذهبیه،اینجا معنای زرِخالصِ تمام عیار نمی دهد؛زیرا حضور معروف کرخی بین امام رضا و امام جواد –سلام الله علیهما- ارتباط شجره فرقه را از لحاظ اعتقاد به چهار امام معصوم قطع می کند.

2- این که مدعی هستند چون فرقه جز مرید پاک و بی غل و غش مانند طلای ناب را نمی پذیرند. این ادعا نیز پایه و اساسی ندارد و ای کاش! اتباع معتقد به این نوع بافته های بی پایه و اساس که بیشتر به دغلبازی شبیه است تا اقامه دلیل و برهان، سری به محل زندگی علی امیدی،وحیدگنجویان و دوستان آنها می زدند ،می دیدند این نزدیکان قطب که باید واقعا پاک تر از دیگران باشند، شهرکی از معشوقه های آنچنانی دارند. آنهایی که مجلس عروسی علی امیدی را در ایّامی که هنوز چهلم گنجویان برگزار نشده بود دیده اند، قصه هایی مصور دارند. تظاهر به دینداری و سفارش به دینداری کردن فقط و فقط از سنت های فرقه در ایران است. بنده عکسهایی از اتباع جوانان اطراف گنجویان در لندن را دیده و دارم که نشان دهنده فساد در درون فرقه است.

 

                           ** برای خواندن کل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید **


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه هشتم خرداد 1390 و ساعت 16:21 |

به نام خدا

اما منظور از ذهبیه

درباره عنوان « ذهبیه » که به فرقه ای از فرقه های رایج صوفیه داده اند،باید به اعتبار دعاوی که نسبت به این عنوان شده است آنرا مورد بحث و بررسی قرار داد.

به نظر می رسد نخست به نظر مجدالاشراف اشاره کنیم تا جهت چنین عنوانی را که به فرقه معروفیه جنیدیه غزالیه داده اند،به دست آوریم.

مجد الاشراف مورد سئوال قرار می گیرد: « از مرسوم بودن سلسله علیه کبرویه علویه رضویه مهدویه،به این اسم مبارک ذهبیه،روح مقصود واضع اسم چه بوده است؟ » (۸)

مجدالاشراف جواب می دهد: « بلی،این سلسله الذهب را وجه تسمیه آن است که مامون [خلیفه عباسی] در ایام خود به سبب آنکه اخلاص ظاهری داشت،خدمت حضرت مولی الجن و الانس،صاحب السلسله العلیه الذهبیه،علی بن موسی الرّضا –روحی لهما الفدا -  [..... خوانده نشد] به این موضوع نموده که چون ما در شریعت،احکام الله را از شما می گیریم،میل دارم که در طب و معالجات صوری بدنی هم دستور العمل از شما در دست ما باشد؛حسب الخواهش دو رساله مرقوم فرموده،یکی « طب الرّضا » و دیگری « فقه الرّضا »؛پس از اتمام،امر نمود مامون که به آب طلا نوشتند هر دو رساله را و معروف به ذهبیه گردیده و تاکنون موجود و در نزد فقیر هم هست »

از متن جواب مجدالاشراف چنین به دست می آید:

چون به دستور مامون ملعون قاتل دو امام معصوم،دستور داده رساله « فقه الرضا » و « طب الرضا » را به آب طلا بنویسند و هردو رساله به این لحاظ به « ذهبیه » معروف شده و نزد روسای فرقه بوده،فرقه را « ذهبیه » خوانده اند!!!

خنده دار نیست؟! اگر روسای ذهبیه اغتشاشیه،غیرت ولایی داشتند،رساله ای را که به دستور مامون قاتل امام رضا و امام جواد –سلام الله علیهما- با آب طلا نوشته شده است،نزد خود نگاه نمی داشتند. علاوه تردید نیست آب طلایی که نزد مامون بوده است،اگر از غارت شده های شیعیان نبوده،حتما از تصرف غیرقانونی بیت المال بوده است.

درپی این بی آبرویی،درصدد برآمده اند برای نام « ذهبیه » جهاتی را عنوان کنند که مدعی شده اند: « چون سند خرقه ولایت جزئیه این سلسله،توسط معروف کرخی به ثامن الائمه می رسد و ولایت کلیه شمسیه آن حضرت ابا عن جد به حضرت رسول اکرم می پیوندند،از جهت تسلسل،این سلسله را به زَر تشبیه نموده،آن را سلسله الذهب نامیده اند » (۹)

۱- نجیب الدین رضا یکی از روسای فرقه می گوید: « وجه تسمیه اش به ذهبیه (زَرین) آنست که باب ولایت آن را برخالص نشدگان مفتوح نکرده و جز مرید پاک بی غل و غش مانند طلای ناب را به امان ولایت خویش پناه نداده اند. » (۱۰)

۲- عماد الفقراء متخلص به « حالی » با سرودن شعری،علت وجه تسمیه فرقه را چنین بیان می کند:

قلب را اکسیر اعظم نام او                            اولیا مست حقند از جام او

از هوای کوی او دلها ذهب                           وز صفای عشق مرات حلب

این عضو صاحب منصب ذهبی اغتشاشی،هوای کوی علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را  ذهب = طلایی می داند که با قلب،کار اکسیر را می کند!!!

۳- دکتر احسان استخری به روایت سلسله الذهب « کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشروطها و انا من شروطها » استناد کرده می نویسد: « ائمه به مثابه زَر خالصند؛چنانکه حضرت سید الشهدا در اشعار معروف خود می فرماید....... » و بعد شعر را می آورد (۱۱)

۴- به نظر خواجه محمد پارسای نقش بندی نیز استناد کرده اند که  می گوید : « نسبت معروف کرخی در علم باطن به امام علی بن موسی الرضاست و این را که سلسله ائمه اهل بیت –علیهم السلام- است،به سبب عزت و نفاستش « سلسله الذهب » گویند. (۱۲)

۵- حاج امین الشرع نیز به آنچه منسوبین ذهبیه اغتشاشیه در این زمینه دارند،می گوید: « چون سند این سلسله را به واسطه مشتمل بودن به هشت نفر معصوم به آب طلا نویسانده اند،پس مسمی به سلسله الذهب گردید...... (۱۳) خود نیز برآن می افزاید: « در اینصورت سلسله الذهبیه،مناسب تر می شد،چه ظاهر این لفظ آنست که ذهب صفت سلسله باشد نه مضاف الیه و می توان گفت وجه تسمیه تشبیه حضرات معصومین هشتگانه است به سلسله زرین ».

۶- میرزا احمد مرتضوی اردبیلی که بعد از مرگ مجدالاشراف بر جانشین پیر و مرادش مجدالاشراف ثانی شورید،بدون اجازه ای که به خط و مُهر مجدالاشراف اول باشد مدعی جانشینی شد،به قول لاهیجی استناد کرده که « چون زَر سرخ از همه ی غش ها پاک است » (۱۴) سلسله الذهب خوانده شده است.

ادامه دارد

.....................................

۸). تحفه الوجود: ۲۱و ۲۲

۹). ذهبیه تصوف علمی و آثار ادبی: ۹۴

۱۰). نور الهدایه: ۱۸۱چاپ شیراز به نقل از اصول تصوف: ۵۲

۱۱). اصول تصوف: ۵۲

۱۲). اصول تصوف ۵۸+ ذهبیه تصوف علمی – آثار ادبی: ۹۴

۱۳). میزان الصواب / چاپ تبریز: ۸۶۹

۱۴). اوصاف المقربین: ۶۵و۶۴

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:18 |

به نام خدا

علت تاخیر در ادامه بحثی که پیرامون فرقه « ذهبیه اغتشاشیه » درپی مُردن فراماسونر معروف دکتر عبدالحمید گنجویان رئیس فرقه مزبور آغاز کرده بودیم،نخست تعطیلی ایام آغاز سال ۱۳۹۰هجری شمسی بود و سپس اوج بیداری کشورهای اسلامی و چهره خونین بحرین که تصور می رفت طرح اینگونه موضوعات چندان جذاب نباشد؛تا این که بیننده ای با نامه ای نهیب زده،دلیل آورد آنگاه که علی امیرالمومنین -علیه السلام- در جنگ متوجه می شوند کارگزاری از سیره او عدول کرده است،درحین نبرد او را به خاطر روش و سلیقه زندگیش توبیخ نموده،با نصیحت هشدارش می دهد روش او ناپسند بوده و اگر در صدد جبران برنیاید به عزل او می انجامد. بیننده وبلاگ سپس نتیجه می گیرد: « این فراز از زندگی حضرت امیر، الگویی برای چنین روزگارانی است. به این معنا که هرگونه اقدامی که ماهیت فرقه های منحرف از اسلام را به قلم کشد،مانند جهادی است که ملت غیور و شجاعِ سازش ناپذیر بحرین درمقابل آل خلیفه و آل سعود کافر تر از کافر می نمایند. »

این پند و انذار را پسندیده،مصمم شدیم بحثی را که پیرامون « فرقه ذهبیه اغتشاشیه » آغاز کرده بودیم،ادامه دهیم.

 

                                                                           نیما سینا

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 17:9 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام علیکم   مکرر توسط بینندگان وبلاگ « زیرخرقه صوفی چه خبر است؟ » مورد محبت واقع شده ام تا توضیح ضروری که می تواند هفته نامه  « گلبانگ مسجد » را زیر سوال ببرد به مسوولین مربوطه تقدیم کنم؛ درهفته نامه شنبه دوم  بهمن ۱۳۸۹صفحه ۶ به مناسبت اربعین حضرت سید الشهدا -علیه السلام- مقاله ای به قلم شهرام پازوکی تحت عنوان امام حسین در سنت عرفانی ما درج شده است؛ نامبرده که از عنوان عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران استفاده کرده است،با یک تر دستی ماهرانه به ترویج تصوف فرقه ای با شعار عرفان پرداخته است - که مهم نیست- بلکه مهم حرکت مذبوحانه ی زیرکانه ی نامبرده،عضو فعال بل فحاش نسبت به ساحت مقدس تشیع،مدافع بی چون و چرای حسن بصری که تمامی فقهای معاصر او را فردی مخالف اهل البیت معرفی کرده اند می باشد. (می توانید به کتاب حسن بصری از واقعیت تا افسانه، تالیف جناب دکتر آرمین شیروانی مراجعه نمائید) - که این نیز مهم نیست - زیرا امثال حسن بصری موسس تصوف اموی فقیه دربار حجاج بن یوسف ثقفی، آنقدر بد نام تاریخ هستند که با مدافعات این چنانی مطهر نمیشوند؛ آنچه مهم است استفاده مرموزانه ی این عضو فرقه گنابادی،از نام امام حسین -علیه السلام- آن هم در هفته نامه ای که همیشه با آرای مراجع عظام مزین است می باشد. 

او با یک تردستی و مقدمه چینی بسیار حساب شده،بعد از این که مقاله اش را از اربعین حسینی به سمت و سوی تصوف فرقه ای می کشاند،نام حسینه امیرسلیمانی را که به مشیرالسلطنه معروف است،به بهانه ی قدیمی ترین حسینه تهران در اواخر دوره قاجار می برد،در صورتی که حسینه سادات شیرازی،تقدمی بیش از امیرسلیمانی دارد. این حسینیه – امیر سلیمانی - مرکز تجمع اتباع فرقه گنابادی می باشدو محل ملاقات استاد اعظم لژ فراماسونری اسکاتلند با به اصطلاح قطب فرقه گنابادی است که متاسفانه نامبرده در ستون سوم مقاله اش نام او را به عنوان کسی که جامع ترین کتاب را پیرامون اسرار فاجعه کربلا نوشته است،می برد؛درصورتی که سلطان حسین تابنده رئیس فرقه گنابادی،مورد نظر نویسنده مقاله،همان شخصینی است که استاد اعظم لژ اسکاتلند با او در حسینه مشیرالسلطنه ملاقات کرده است و ای کاش! چنین خیانتی به اسلام که تحت تصوف فرقه ای گنابادی صورت گرفته است به همین جا ختم می شد که نشد؛زیرا در کتابی که نویسنده مقاله هفته نامه گلبانگ مسجد به نام تجلی حقیقت،تالیف سلطان حسین تابنده،به بهانه جامع ترین بیان کننده اسرار کربلا نوشته است،حضرات علمای مجاهد و خطبای رسوا کننده ی رژیم منحوس پهلوی را به تبعیت از محمد رضا شاه مخلوع دعوت می کند؛آن هم روزگاری که قائد اعظم،حضرت آیه الله العظمی امام خمینی در تبعید،حرکت انقلابی حکومت ضد اسلامی پهلوی را هدایت می کردند؛شخصیتهای بلند پایه ای چون حضرت نایب الامام امام خامنه ای -مد ظله- آیت الله شهید مطهری،آیت الله مشکینی در تبعید و زندان بسر می بردند و امثال مرحوم آیت الله سعیدی و آیت الله حاج شیخ حسین غفاری آذر شهری،به جرم تبعیت بی چون چرا از مرجعیت حضرت امام،با وضع دلخراش به شهادت می رسیدند ... حال با این مزاحمت،استدعا دارد نسبت به جبران این سوء استفاده شهرام پازوکی اقدامی شایسته ی هفته نامه گلبانگ مسجد بفرمائید.

 ضمنا برای اطلاع از ماهیت فرقه گنابادی،به کتابهای درکوی صوفیان تالیف سید تقی واحدی و کتاب فرقه گنابادی تالیف سید علی رضا علوی طباطبائی و کتاب فرقه صوفیان تالیف دکتر سید محمد محدث و صوفیان و حدیث سازی تالیف دکتر فرج الله عفیفی مراجعه بفرمائید. و برای شناخت حرکتهای ضد دینی،بل ضد روحانیت،بل ضد مرجعیت بیدار شیعه نویسنده مقاله شهرام پازوکی به کتاب ابزار فریبکاری صوفیان تالیف محقق نامدار سید ملک محمد مرعشی مراجعه بفرمائید. از مزاحمت شرمنده و نسبت به انجام وظیفه ای که صورت گرفت شاکر خدای تعالی هستم .توفیق روز افزون اعضای پرکار هفته نامه مقدس گلبانگ مسجد را در راه پیشبرد اهداف الهی قرآن وعترت که اساس ولایت فقیه و حکومت به تمام معنای جمهوری اسلامی بر آن نهاده شده است از ساحت قدس ربوبی خواهانم.

 

                                                                                  ارادتمند شما - نیما سینا

 

 

+ نوشته شده توسط نیما سینا در یکشنبه هشتم اسفند 1389 و ساعت 20:54 |