به نام خدا
اما منظور از ذهبیه
درباره عنوان « ذهبیه » که به فرقه ای از فرقه های رایج صوفیه داده اند،باید به اعتبار دعاوی که نسبت به این عنوان شده است آنرا مورد بحث و بررسی قرار داد.
به نظر می رسد نخست به نظر مجدالاشراف اشاره کنیم تا جهت چنین عنوانی را که به فرقه معروفیه جنیدیه غزالیه داده اند،به دست آوریم.
مجد الاشراف مورد سئوال قرار می گیرد: « از مرسوم بودن سلسله علیه کبرویه علویه رضویه مهدویه،به این اسم مبارک ذهبیه،روح مقصود واضع اسم چه بوده است؟ » (۸)
مجدالاشراف جواب می دهد: « بلی،این سلسله الذهب را وجه تسمیه آن است که مامون [خلیفه عباسی] در ایام خود به سبب آنکه اخلاص ظاهری داشت،خدمت حضرت مولی الجن و الانس،صاحب السلسله العلیه الذهبیه،علی بن موسی الرّضا –روحی لهما الفدا - [..... خوانده نشد] به این موضوع نموده که چون ما در شریعت،احکام الله را از شما می گیریم،میل دارم که در طب و معالجات صوری بدنی هم دستور العمل از شما در دست ما باشد؛حسب الخواهش دو رساله مرقوم فرموده،یکی « طب الرّضا » و دیگری « فقه الرّضا »؛پس از اتمام،امر نمود مامون که به آب طلا نوشتند هر دو رساله را و معروف به ذهبیه گردیده و تاکنون موجود و در نزد فقیر هم هست »
از متن جواب مجدالاشراف چنین به دست می آید:
چون به دستور مامون ملعون قاتل دو امام معصوم،دستور داده رساله « فقه الرضا » و « طب الرضا » را به آب طلا بنویسند و هردو رساله به این لحاظ به « ذهبیه » معروف شده و نزد روسای فرقه بوده،فرقه را « ذهبیه » خوانده اند!!!
خنده دار نیست؟! اگر روسای ذهبیه اغتشاشیه،غیرت ولایی داشتند،رساله ای را که به دستور مامون قاتل امام رضا و امام جواد –سلام الله علیهما- با آب طلا نوشته شده است،نزد خود نگاه نمی داشتند. علاوه تردید نیست آب طلایی که نزد مامون بوده است،اگر از غارت شده های شیعیان نبوده،حتما از تصرف غیرقانونی بیت المال بوده است.
درپی این بی آبرویی،درصدد برآمده اند برای نام « ذهبیه » جهاتی را عنوان کنند که مدعی شده اند: « چون سند خرقه ولایت جزئیه این سلسله،توسط معروف کرخی به ثامن الائمه می رسد و ولایت کلیه شمسیه آن حضرت ابا عن جد به حضرت رسول اکرم می پیوندند،از جهت تسلسل،این سلسله را به زَر تشبیه نموده،آن را سلسله الذهب نامیده اند » (۹)
۱- نجیب الدین رضا یکی از روسای فرقه می گوید: « وجه تسمیه اش به ذهبیه (زَرین) آنست که باب ولایت آن را برخالص نشدگان مفتوح نکرده و جز مرید پاک بی غل و غش مانند طلای ناب را به امان ولایت خویش پناه نداده اند. » (۱۰)
۲- عماد الفقراء متخلص به « حالی » با سرودن شعری،علت وجه تسمیه فرقه را چنین بیان می کند:
قلب را اکسیر اعظم نام او اولیا مست حقند از جام او
از هوای کوی او دلها ذهب وز صفای عشق مرات حلب
این عضو صاحب منصب ذهبی اغتشاشی،هوای کوی علی بن موسی الرضا –علیه السلام- را ذهب = طلایی می داند که با قلب،کار اکسیر را می کند!!!
۳- دکتر احسان استخری به روایت سلسله الذهب « کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشروطها و انا من شروطها » استناد کرده می نویسد: « ائمه به مثابه زَر خالصند؛چنانکه حضرت سید الشهدا در اشعار معروف خود می فرماید....... » و بعد شعر را می آورد (۱۱)
۴- به نظر خواجه محمد پارسای نقش بندی نیز استناد کرده اند که می گوید : « نسبت معروف کرخی در علم باطن به امام علی بن موسی الرضاست و این را که سلسله ائمه اهل بیت –علیهم السلام- است،به سبب عزت و نفاستش « سلسله الذهب » گویند. (۱۲)
۵- حاج امین الشرع نیز به آنچه منسوبین ذهبیه اغتشاشیه در این زمینه دارند،می گوید: « چون سند این سلسله را به واسطه مشتمل بودن به هشت نفر معصوم به آب طلا نویسانده اند،پس مسمی به سلسله الذهب گردید...... (۱۳) خود نیز برآن می افزاید: « در اینصورت سلسله الذهبیه،مناسب تر می شد،چه ظاهر این لفظ آنست که ذهب صفت سلسله باشد نه مضاف الیه و می توان گفت وجه تسمیه تشبیه حضرات معصومین هشتگانه است به سلسله زرین ».
۶- میرزا احمد مرتضوی اردبیلی که بعد از مرگ مجدالاشراف بر جانشین پیر و مرادش مجدالاشراف ثانی شورید،بدون اجازه ای که به خط و مُهر مجدالاشراف اول باشد مدعی جانشینی شد،به قول لاهیجی استناد کرده که « چون زَر سرخ از همه ی غش ها پاک است » (۱۴) سلسله الذهب خوانده شده است.
ادامه دارد
.....................................
۸). تحفه الوجود: ۲۱و ۲۲
۹). ذهبیه تصوف علمی و آثار ادبی: ۹۴
۱۰). نور الهدایه: ۱۸۱چاپ شیراز به نقل از اصول تصوف: ۵۲
۱۱). اصول تصوف: ۵۲
۱۲). اصول تصوف ۵۸+ ذهبیه تصوف علمی – آثار ادبی: ۹۴
۱۳). میزان الصواب / چاپ تبریز: ۸۶۹
۱۴). اوصاف المقربین: ۶۵و۶۴
+ نوشته شده توسط نیما سینا در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت
14:18 |